(بررسی زمینه‌های فرهنگی و روانشناختیِ تحدّیِ وصّاف الحضره، از منظر نظریۀ «اضطراب تأثیرِ» هارولد بلوم)

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبائی

2 هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی (ره)

doi
10.30479/irpli.2025.21925.1280
چکیده

مقالۀ حاضر به بررسی چگونگی و چرایی معارضۀ وصّاف الحضره شیرازی با نصرالله منشی در تاریخ وصّاف از دو منظر دلایل فرهنگی و روانشناختی می‌پردازد. نویسندۀ تاریخ وصّاف در مجلد پنجم تاریخِ خود به «تحدّی» با کلیله و دمنه برخاسته است. کاررفت اصطلاح «تحدّی» توسط وصّاف بدان خاطر است که منتقدی در تعریض به سبک نثرنویسیِ او، کلیله و دمنه را «قرآن پارسی» می‌خوانَد. «گفتمانِ» تاریخیِ آرزوی دستیابی به «قرآن پارسی»، در اصل به سبب احیای هویت قومی، و حفظ و برکشیدن جایگاه زبان پارسی در رقابت با برترین نمونۀ نثر عربی بود. هارولد بلوم در کتاب دلهره و اضطراب تأثیر بر آن است که شاعران و نویسندگان در عین تأثیرپذیری از آثار ادیبان بزرگِ پیش از خود به مثابه «الگو»، نسبت به آن بزرگان حس خصومت و عقدۀ ادیب دارند و بنابراین گاهی حتی آثار آنها را «غلط‌خوانی» می‌کنند. وصاف نیز در تحدّی خود، «معانی» کلیله و دمنه را «انتحال» دانسته و در ادامه ضمن عیب‌جوییِ نحوی و بلاغی بر «لفظِ» عبارات محلِ گفتگوی کلیله، آنها را «سراسر عیب و عوار» ‌خوانده است. بنابه آنچه گفته شد، چرایی تحدّی وصاف با کلیله را از دو منظر «فرهنگی» و جایگاه کلیله و دمنه در جامعۀ ایرانِ عصر او به مثابه یک «اَبَرمتن»، و نیز از منظر «روانشناختی» و نزاع و کشمکش ذهنی او با نصرالله منشی، و کلیله و دمنه به مثابه «الگو» می‌توان توضیح داد. متنِ محل بررسی، بخش «تحدّی وصّاف الحضره» در مجلد پنجم تاریخ وصّاف خواهد بود که آن را بر اساس چهار نسخۀ خطی تصحیح‌ کرده‌‌ایم.