تحلیل ساختواژی مثنوی بر پایة روشها و ضوابط واژهگزینی پژوهشی مصداقی زمینة دانش محتوای ساختواژه (CK) و آموزش راهبردهای واژهگزینی (PCK)
نویسندگان
1 دانشیار آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.30479/irpli.2026.21916.1279چکیده
مثنوی معنوی، اثر جلالالدین محمد بلخی (604-672ه.ق) از جهات گوناگون شایستة مطالعه و بررسی است. گذشته از بُعد معنایی و محتوای عرفانی -که نظر محققان بسیاری را به خود معطوف داشتهاست- این اثر گرانسنگ به لحاظ زبان، بهویژه از نظر گستردگی کمّی واژگان و چگونگی آفرینش ترکیبات تازه، اختصاصات و اهمیت انکارناپذیری دارد، که از مزایای کاربردی آن در مباحثی مانند «نگارش خلاق» یا خوانش تأملی درسهایی نظیر «ساخت واژة زبان» در مقطع کارشناسی ارشد آموزش زبان، نمیتوان غافل شد. در این جستار پرکاربردترین اختصاصات زبانی و عمده-ترین ابتکارات واژگانی مولوی در مثنوی، بر مبنای روشها و ضوابط مطرحشده از سوی منتقدان ایرانی و غیر ایرانی بررسی و تحلیل میشود. جامعة آماری پژوهش کل شش دفتر مثنوی است، که دادههای لازم به طور سرشمارانه از آن استخراج، دستهبندی و در دو بخش مورد مداقه قرارمیگیرد: بخش نخست، انطباق دادهها با روشهای واژهگزینی و بخش دوم، نقد دادهها بر پایة ضوابط جهانی و بومی واژهگزینی در زبان فارسی. از میان 2226 واحد واژگانی استخراجشده (بدون احتساب گروههای نحوی) بیشترین تعداد(94/61 درصد) به واژههای نوآفریدة مولوی و کمترین آن(28/6 درصد) به وامواژههای ترکی اختصاص دارد، که در کنار واژههای برآمده از دیگر روشهای معادلیابی، مجموعاً، نقش مولوی را در واژهافزایی و پویاشدن فرآیندهای واژهسازی در زبان فارسی نشانمیدهد؛ بهویژه برخی مرکبسازیهای چند جزیی و مشتق-مرکبهای وی، علاوه بر مصادیق آفریدهشده، به لحاظ الگوی ساختار نیز ابداعگرانه، بیسابقه و حائز اهمیت است.