پیوند شعر و موسیقی در کارگان عاشیقی

نویسندگان

1 دانشگاه هنر

2 گروه اتنوموزیکولوژی- دانشکده موسیقی- دانشگاه هنر- تهران- ایران

doi
10.30479/irpli.2026.21604.1255
چکیده

در پدیده‌ی عاشیقی، ادبیات و موسیقی، پیوندی بنیادین و ناگسستنی دارند. داستان‌های عاشیقی شامل بخش‌های منظوم هستند که همراه با قطعاتی ملودیک به نام هاوا، توسط عاشیق خوانده می‌شوند. تعدادی از هاواها از محبوبیت بیشتری برخورداراند و به‌همین‌ترتیب برخی قالب‌های شعر آذری که مناسب این هاواها بوده‌اند رواج یافته‌اند. در ترانه‌های آذری، شعر و موسیقی به تناوب منشا آفرینش بوده‌اند، اما شواهد نشان می‌دهد که در ترانه‌های عاشیقی، اولویت با موسیقی است و شعر برای موسیقی سروده می‌شود. از آنجا که تفکیک شعر و موسیقی در کارگان عاشیقی غیرممکن می‌نماید با هدف معرفی بخش ادبیات منظوم در این حوزه و در اولین مرحله، آشنایی اجمالی با ادبیات آذری و گونه‌های منظوم آن برای علاقه‌مندان به این هنر مدنظر بوده و در گام بعد، چگونگی روابط میان شعر و موسیقی آذری به‌طور خاص، در عاشیقی بررسی شده است. پژوهش انجام‌شده پاسخی به این سوال است که آیا الگوی ریتمیک اشعار عاشیقی، شباهتی به الگوهای حاکم بر اشعار کلاسیک آذری دارد یا خیر، و همچنین بررسی وجود ارتباط بین الگوهای هجایی اشعار عاشیقی و موسیقی مدنظر بوده. نتایج به‌دست‌آمده، حاکی از اهمیت همسان ادبیات و موسیقی است. امروزه، اشعار استفاده شده در عاشیقی، هویت مستقل داشته و قابل تفکیک از بدنه‌ی ادبیات منظوم آذری هستند. ضمن بررسی نمونه‌های موردی، میتوان گفت که در موسیقی عاشیقی، اولویت در استفاده از اشعار هجایی است و فراوانی استفاده از وزن‌های هجایی (هشت و 11 هجایی) و قالب‌های قوشما و گرایلی بیشتر است. در بخش آوازی نیز، گاهی از اشعار آزاد (سربست) آذری استفاده شده است.