بررسی تطبیقی رمان «پل معلق» بایرامی و«خون دیگران» دوبوار از منظر وجودگرایی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشدگروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران.

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران .

doi
10.30479/irpli.2025.21519.1249
چکیده

ادبیات به عنوان یک واسطه انتقال به شیوه هنری، دریچه ای به دنیای ذهن انسان می گشاید و دیدگاه نویسنده به هستی و پدیده هایی نظیر جنگ، از طریق داستان برای مخاطب قابل درک می شود. وجودگرایی یا مکتب اگزیستانس در بهترین شکل خود در آثار ادبی نمود یافته است و نویسنده جهان دریافتی خود را با آن معرفی و مخاطب را با خود همراه می کند. ادراک هستی در وجودگرایی، بینشی متفاوت در اختیار خواننده قرار می دهد که جهان فردی و اجتماعی را با دید متفاوتی ادراک و پدیده ها و حوادث را به شکلی نوین تجربه می کند.در این پژوهش با روش تحلیلی و توصیفی به مقایسه دو رمان پل معلق اثر بایرامی و خون دیگراناثر دوبووار از منظر اگزیستانسیالیسم پرداخته‌ایم. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که وجوه اشتراک و افتراق این دو اثر از منظر وجودگرایی چیست. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که رویکرد وجودگرایی در رمان خون دیگران، دراکثر مولفه‌ها و در تمامی اشخاص و فضای داستان مشهود است و در رمان پل معلق نیز مولفه‌هایی مانند آزادی، انتخاب، دلهره، مسئولیت مشهود است اما این نمود بر خلاف خون دیگران بیشتر بر قهرمان داستان متمرکز است، همچنین در رمان خون دیگران، عناصر وجودگرایانه در قالب دیالوگ‌های شخصیت‌ها آشکار می شود، اما در داستان پل معلق، معنی وجودگرایانه در جریان کشمکش درونی نمایان است.