مبانی و چالشهای پذیرش مدیران مستقل در راهبری شرکتی
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.29252/jlr.2021.185176.1676چکیده
امروزه مدیران مستقل به عنوان یکی از مهمترین نهادهای راهبری شرکتی خوب از مرحلۀ آموزه گذر کرده و به مفهومی غالب در حقوق شرکتها تبدیل شدهاند. این مدیران قابلیت آن را دارند که با هر نظام حقوقی سازگاری یابند و در عین حال از آن مقدار انعطافپذیری و جامعیت برخوردارند که بتوانند پذیرای دغدغهها و ارزشهای حقوقی جوامع گوناگون باشند. مدیران مستقل، به لحاظ روابط تجاری و خانوادگی، از شرکت، مدیریت و سهامدار کنترلکنندۀ آن استقلال دارند؛ به گونهای که ضمن تهی شدن حداکثری از تعارض منافع در تصمیمات خود عادلانهتر و در نظارت خویش بیطرفانهتر عمل مینماید. با توجه به اینکه نهاد موصوف از طریق دستورالعمل حاکمیت شرکتی سازمان بورس و اوراق بهادار ( 1397) و لایحه حمایت از سهامداران خُرد (1398) در حال رسوخ به حقوق شرکتهای ایران است، تبیین مبانی پذیرش و بهویژه چالشهای پیشروی آن از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین پژوهش حاضر با روش تحلیلی- توصیفی به این نتیجه رسیده است که نظریۀ نمایندگی، اصل پیشگیری و جلب اعتماد سرمایهگذاران از جمله مبانی اصلی و تفکر گروهی، احراز استقلال و نظام انتخابات از مهمترین چالشهای پذیرش مدیران مستقل است.