بررسی حضور و غیاب ابرانسان نیچهای در رمان بوفکور هدایت
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیّات و زبانهای خارجی، دانشگاه مازندران، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیّات و زبانهای خارجی، دانشگاه مازندران،ایران
3 گروه زبان و ادبیات فارسی . دانشگاه مازندران . ایران . بابلسر
4 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیّات و زبانهای خارجی ، دانشگاه مازندران،ایران.
doi
10.30479/irpli.2025.21512.1247چکیده
این پژوهش، با رویکردی فلسفی-انتقادی، مفهوم «حضور و غیاب ابرانسان نیچهای» (1900-1844) را در رمان بوف کور هدایت (1330-1281) بررسی میکند. تحلیل در بستر بحرانهای نیهیلیستی و هویتی ایران دوره پهلوی اول و در پیوند با تفکر «ناسیونالیسم رمانتیک» هدایت انجام شده است. هدایت، با استفاده از اسطورههای کهن و زبان استعاری، و نمادپردازی فلسفی، ایده ابرانسان را با تأکید بر مفاهیم بنیادین «بنیادگریزی»، «اراده معطوف به قدرت»، و «بازگشت جاودانه» بهعنوان پاسخی به نیهیلیسم منفعل و تلاشی برای خلق ارزشهای نوین بازآفرینی میکند. در جریان روایت، سه وضعیت از نیهیلیسم شناسایی شده است: نیهیلیسم «منفعل» (غیاب ابرانسان)، نیهیلیسم «فعال» (حضور ابرانسان)، و وضعیت «بینابینی» که بازتابی از نوسان هویتی انسان ایرانی در تقابل با سنت و مدرنیته است. شخصیتهایی مانند لکاته و رجالهها (نماینده شخصیتهای بینابینی)، تضادهای درونی راوی را نمایان کرده و او را به تأمل در هویت و معنا سوق میدهند. بوگامداسی (نماد ابرانسان شرقی) و پیرمرد خنزرپنزری (نماد نیهیلیسم فعال)، راوی را به پذیرش بحرانهای اگزیستانسیالیستی و خلق معنای نوین سوق میدهند. پایانباز رمان، هم نمادی از جستجوی بیپایان برای هویت فردی و ملی و هم بازتابی از پیوند مرگ خودخواسته هدایت با نیهیلیسم فعال و مفهوم «بازگشت جاودانه» نیچهای است. در نهایت این مطالعه، با ارائهی خوانشی میانرشتهای، الگویی نوین برای بررسی بحرانهای هویتی و فرهنگی در پیوند میان فلسفه، ادبیات مدرن و مطالعات اجتماعی ارائه میدهد.