سازوبرگ‌های ایدئولوژیک آلتوسر در اسرارالتوحید و ترجمۀرسالۀ قشیریه

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

4 دانشجوی دکترای رشته ادبیات عرفانی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

doi
10.30479/irpli.2025.22122.1301
چکیده

رسالۀ قشیریه و اسرارالتوحید از کتب برجستۀ عرفانی هستند که شالودۀ اصلی آن‌ها بر پایۀ گزاره‌های فکری فقاهت عارفانه شکل گرفته‌است. قشیری در رسالۀ خود با اتخاذ موضعی عالمانه در تلاش است تا در دوران ظهور انحراف در تصوف و تقابل فقها با صوفیان، با ارائۀ هویتی فقیهانه از مبانی تصوف، نظام تفکر صوفیان را همسو با اصول شریعت نشان دهد. در مقابلِ گرایش‌های شریعت‌محور قشیری، عارفی همچون ابوسعید با بهره‌گیری از ابزارهای قدرتمند هنری و ادبی در گفتمان طریقت‌محور تصوف موجب تحکیم مبانی تصوف و جذب مریدان می‌شود. از دیدگاه لویی آلتوسر، منتقد و فیلسوف فرانسوی، همگی این ابزارها به مثابۀ سازوبرگ‌های‌ ایدئولوژیکی خاصی هستند که در نهایت به تقویت و بازتولید گفتمان ایدئولوژیک تصوف منجر می‌شوند. از این‌رو در پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس نظریۀ ایدئولوژی آلتوسر، به معرفی این سازوبرگ‌ها و تحلیل کارکردهای آنان در زیرساخت این آثار ‌پرداختیم. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که قشیری از سازوبرگ «مذهب» و ابوسعید ابوالخیر از سازوبرگ‌ «هنر و ادبیات» برای القای ایدئولوژی‌‌های عرفانی خود بهرۀ بیشتری می‌برند. سازوبرگ «آموزش» نیز در روش تعلیمی قشیری به‌صورت تألیف کتاب و در شیوۀ تربیتی ابوسعید به‌صورت آموزش خانقاهی کاربرد می‌یابد.