ارتباط تغییرات عوامل ژئوگرافیکی و مورفولوژیکی با ویژگی‌های فیتوشیمیایی جمعیت های سماق ایرانی (‏Rhus coriaria L.‎‏) ‏

نویسندگان

1 دانشیار، گروه جنگلداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران‏

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد‎ ‎بیوتکنولوژی کشاورزی، گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه ‏ارومیه، ایران‏

3 استاد، گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران‏

4 دانش آموخته دکتری فیزیولوژی و اصلاح درختان میوه، گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، ‏دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران‏

doi
10.30466/jfrd.2021.53576.1544
چکیده

این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تغییرات جغرافیایی و موفولوژیکی بر تولید ترکیبات فیتوشیمیایی در سماق (Rhus coriaria L.) با استفاده از تجزیه همبستگی کانونی اجرا شد. تجزیه همبستگی کانونی بین چهار متغیر محیطی (ارتفاع از سطح دریا، درصد شیب دامنه، عرض جغرافیایی، طول جغرافیایی) و نه صفت موفولوژیکی (قطر یقه، تعداد جست، ارتفاع پایه اصلی، قطر بزرگ تاج، قطر کوچک تاج، طول برگ، عرض برگ، طول برگچه، عرض برگچه) با مؤلفه­های شیمیایی انجام شد. اطلاعات نمونه­ها از پنج موقعیت جغرافیایی در دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی جمع­آوری شدند. تجزیه همبستگی کانونی نشان داد نمونه­هایی که در طول جغرافیایی بالاتر (از نظر عددی مقادیر بیشتر) و زمین­های با شیب زیاد و عرض جغرافیایی کم (از نظر عددی مقادیر کمتر) قرار دارند دارای مقادیر بالایی از Ellagic acid 11.49 بودند. نتایج نشان داد نمونه­هایی که طول برگچه زیاد و طول برگ کمی دارند دارای مقادیر بالایی از Mallic acid هستند. با افزایش طول برگچه و قطر بزرگ تاج، کاهش قابل­ملاحظه­ای در مقدار  QuercetinوMallic acid hexocide 6.11 مشاهده شد.