نقد جامعهشناختی داستان پستمدرن «هیس» محمدرضا کاتب با رویکرد ساختگرایی تکوینی لوسین گلدمن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.30479/irpli.2025.21209.1221چکیده
نقد جامعهشناختی یکی از رویکردهای مطرح در حوزهی نظریه و نقد ادبی است که به بررسی پیوند میان متون ادبی و جامعه و نیز نقش کلیدی عوامل اجتماعی در خلق آثار ادبی میپردازد. ادبیات داستانی پستمدرن به دلیل ارتباط دیالکتیکی که با جامعه و وضعیت سیاسی و اجتماعی موجود در آن دارد، گزینهی مناسبی برای خوانش با رویکردهای جامعهشناختی است. محمدرضا کاتب یکی از نویسندگان پستمدرن است که با خلق رمان هیس در دههی هفتاد، بسیاری از دغدغههای اجتماعی، تجددگرایی و از خودبیگانگی انسانها را در اثر خویش بیان کرده است. در پژوهش حاضر برآنیم به شیوهی تحلیل کیفی و کمّی به بررسی رمان هیس براساس نقد جامعهشناختی لوسین گلدمن بپردازیم تا نشان دهیم تحلیل جامعهشناختی این اثر به عنوان یک داستان پستمدرن چه ظرفیتهایی دارد و چه دستاوردهایی را پیش روی ما می-نهد. یافتههای پژوهش نشان میدهد مطابق با نظریهی گلدمن با دو روش توصیف و تشریح، کاتب جهانبینی جامعهی پستمدرن و پیامدهای آن را در اثرش بازتاب داده و با بهرهگیری از شخصیتهای نمادین و تکرار پیرنگ مرگ در داستان، عدم قطعیت، تناقض ، پوچگرایی و تنهایی مردم در دههی هفتاد از تاریخ ایران را انعکاس داده است.