تحلیل فرایند تغییر نگرش در دو حکایت «طوطی و بازرگان» و «مرد بقال و طوطی» از مثنوی معنوی با تکیه بر نظریة کارل هاولند
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ادبیات عرفانی، دانشگاه بین المللی امام خمینی
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بینالمللی امام خمینی، قزوین، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی
doi
10.30479/irpli.2025.21560.1271چکیده
نظریه ارتباطی کارل هاولند که به دلیل کارکرد آن در هدایت افکار عمومی واجد اهمیتی ویژه در علوم ارتباطات و روانشناسی اجتماعی است برای تحلیل فرایند پذیرش پیام و تغییر نگرش مخاطب استفاده میشود. این نظریه را که بر مبنای چهار عنصر فرستنده، گیرنده، پیام و زمینةپیام شکلگرفته است. تغییر نگرش شخصیت عنصری کلیدی در ادبیاتداستانی است که به پویایی شخصیتها، پیچیدگی داستان و ارائة الگوهای جذاب کمکمیکند. پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد هاولند و روش توصیفی_تحلیلی، فرایند تغییر نگرش در شخصیتهای دو داستان طوطی و بازرگان و طوطی و بقال از مثنوی مولوی را در سه مرحلة تحریک، ادراک و پذیرش پیام بررسیمیکند. در حکایت نخست نتایج نشاندهندة آن است که طوطی و سپس بازرگان تحت تأثیر پیامهای چندبعدی داستان؛ مانند پذیرش موت اختیاری برای رهایی از اسارت تن و دوری از کبر و... به اقناع و تغییر نگرش میرسند. راهبرد ارتباطی و اقناعی مولانا در داستان مرد بقال و طوطی نیز موجب تغییر نگرش طوطی و به تبع آن مخاطب در خصوص شتابزدگی در قیاس و قضاوت میشود. پیامد یادداری نگرش جدید، طبق نظریة هاولند، تغییر و اصلاح رفتار مخاطب و تعمیم آن در جامعه خواهدبود.