بازخوانی رمان سخت‌پوست براساس نظریة سازوکارهای دفاعی فروید

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

doi
10.30479/irpli.2025.21592.1253
چکیده

نقد روان‌کاوانه رهیافتی برای چگونگی تأثیرگذاری و تأثیرپذیری ادبیات از سطوح ذهنی و روانی بشر به شمار می‌رود. رمان سخت‌پوست اثر ساناز اسدی، ازجمله آثار داستانی منتشرشده در سال‌های اخیر است که با وجود داشتن روایتی بدون پیچیدگی، از بن‌مایه‌ای روان‌کاوانه برخوردار است. پیرنگ اثر از زبان راوی‌ای درون‌رویداد روایت می‌شود که جنازة تازة پدرش در پی بارش بارانی سیل‌آسا از قبر بیرون آمده است و با دیدن این صحنه، تمام خاطرات تلخ سرکوب‌شدة کودکی راوی دربارة پدرش از ضمیر ناخودآگاه وی برمی‌خیزد و در جریان روایت، بی‌ثباتی و بی‌قیدی شخصیت پدر و انتقال همین الگوی رفتاری به راوی و برادرش آشکار می‌شود. پژوهش حاضر درصدد است با بهره‌گیری از رویکرد کیفی، به این پرسش‌ها پاسخ دهد که چگونه می‌توان شخصیت‌های اصلی این اثر را ازمنظر تئوری ساختار شخصیت فروید تحلیل کرد و راوی چگونه در روایت خود به‌طور ناخودآگاهانه سازوکارهای دفاعی را به کار برده است. نتایج پژوهش، حاکی از آن است که «خودِ» بالغ و متکامل در ساختار شخصیتی پدر شکل نگرفته است و عمدة رفتارهای ناشی از بی‌ثباتی وی نمایانگر غلبة «نهاد» است. از سوی دیگر، شخصیت راوی و برادرش امین در مرحلة پیشااُدیپی تثبیت شده است و آن دو نیز از خودِ بالغ، منسجم و باثبات برخوردار نیستند. لذا، روایت در این اثر براساس سازوکار روانی «سرکوب»، «واکنش وارونه» و «جابه‌جایی» شکل گرفته است. بدین‌ترتیب، گونه‌ای جبر وراثتی و اجتماعی، شخصیت ناکارآمد پدر را به فرزندان انتقال داده و نسلی بیمار و معیوب را در جامعه برجای گذاشته است.