ظرفیت‌های شاهنامه برای بازتولید سرمایه‌های نمادین در هویت شهری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی گرایش ادبیات حماسی ،گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری، ایران

2 دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری، ایران

doi
10.30479/irpli.2025.21725.1265
چکیده

امروزه فضاهای شهری، دچار مسائل متعددی در حوزه‌های نظری و عملی هستند. در حوزۀ نظری نبود الگویی جامع و هماهنگ با مبانی اصیل ایرانی دغدغۀ بسیاری از پژوهشگران و نظریه‌پردازان این رشته است. در حوزۀ عملی نیز تقلید از الگوهای شهرسازی غربی بدون در نظر گرفتن ظرفیت‌های فرهنگی و سنتی، منجر به احداث فضاها و بناهای متعددی شده است که از مقبولیت چندانی برخوردار نیستند؛ به دنبال آن، هویت شهرها نیز دچار تغییر و تحولات گوناگون شده است؛ همین امر، اهمیت توجّه هر چه بیشتر به سرمایه‌های فرهنگی - اجتماعی را دوچندان می‌کند. از جملۀ این سرمایه‌های فرهنگی، شاهنامۀ فردوسی است. هرچند کتاب فردوسی، دنیایی است از جدال‌ها، جنبش‌ها، نبردها برای رشد و پیشرفت اما می‌توان گفت این کتاب بزرگ یک منشور فرهنگی است که بخش عظیمی از پایداری هویت ایرانی را در خود جای داده است. آنچنان‌که ظرفیتی است درخور برای برساختن سرمایه‌های نمادین. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع اسنادی و کتابخانه‌ای در پی تبیین این موضوع است که چگونه می‌توان با بهره‌گیری از این سرمایۀ فرهنگی، به آفرینش سرمایۀ نمادین در فضاهای شهری و روستایی پرداخت و هویت شهری را با اتکا به آن تقویت کرد. با تکیه بر ظرفیت‌ سرمایه‌های نمادین‌شده از روایت‌های فردوسی، برساختنِ هویتی تاب‌آور و توسعۀ پایدار شهرها، امکان‌پذیر است؛ اتکای این توسعۀ پایدار، می‌تواند متکی بر گردشگری فرهنگی و ادبی باشد.