واکاوی روانشناختی علل التذاذ از فنون زیباشناسی ادبیات با اتکا به نظریۀ گشتالت
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری
doi
10.30479/irpli.2025.20707.1163چکیده
فنون زیباشناسی سخن که در حوزۀ بلاغت، در سه قلمرو بدیع، بیان و معانی بررسی میشوند، جزء اصلیترین دلایل التذاذ ادبی از متن هستند. واکاوی روانشناختی علل التذاذ از این فنون، میتواند زمینهساز درک دقیقتر ساز و کار التذاذ از یک متن در مغز باشد. در این پژوهش با شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی، اتکا بر منابع کتابخانهای و رویکرد قیاسی متمرکز بر اصول روانشناسی گشتالت، به واکاوی علل التذاذ از فنون زیباشناسی ادبی میپردازیم. پیامد این پژوهش، درک همخوانیها و همسوییهایی است که در ساز و کار این فنون و اصول سازماندهندۀ ادراک در فرآیندهای مغزی وجود دارد؛ اصول سازماندهندۀ ادراک از نظر روانشناسان گشتالت، متکی بر قانون پرگنانس است؛ قانونی که بر فرآیندهای ادراکی مغز غلبه دارد و پیامد آن ادراک محرّکهای حسّی در کمال آن است؛ یک ادیب، پس از ادراک محسوسات، ادراکی که به صورت ناخودآگاه، منطبق بر قانون پرگنانس است، با بهرهگیری از فنون زیباشناسانۀ ادبی و در ساز و کاری مشابه پرگنانس، به بهترین شکل ممکن، این محسوسات را در متن ادبی میگنجاند. هر شگرد زیباشناسانه، در ساز و کاری مشابه یک یا چند اصل سازماندهندۀ ادراک، فضایی برای ادراک محسوسات به بهترین شکل ممکن فراهم میکند؛ این همسویی ساز و کار فنون زیباشناسانه با اصول سازماندهندۀ ادراک در مغز، سبب التذاذ در مغز میگردد.