بررسی فرادست و فرودست در رمان پیاده بلقیس سلیمانی از منظر مطالعات میان رشته‌ای

نویسندگان

1 ندارم

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

doi
10.30479/irpli.2025.21000.1202
چکیده

مطالعات میان‌رشته‌ای یا بینارشته‌ای به حوزه‌های نوینی از دانش می‌پردازد که دانش‌هایی را در بیش از یک زمینۀ محض مطالعه می‌کنند و درواقع فرصتی هستند برای عبور از مرزهای سنتی رشته‌های گوناگون یا درواقع تلفیقی از دو یا چند حوزۀ علمی و تخصصی. یکی از حوزه‌های میان‌رشته‌ای در علوم انسانی مجموعه نظریات پسااستعمارگرایی هستند که زیرمجموعۀ پسامدرنیسم قرار می‌گیرند. حوزۀ میان‌رشته‌ای پسااستعمارگرایی، مجموعه نظریاتی را از جامعه‌شناسی، فلسفه، جغرافیای انسانی، ادبیات و فیلم در بر می‌گیرد. فرانتس فانون، ادوارد سعید، هومی بابا و گایاتری اسپیواک از مهم‌ترین نظریه‌پردازان این عرصه هستند.بلقیس سلیمانی در رمان پیاده، قالب ادبی رمان را برای بازنمایی مشکلات فردوستان ‌به‌ویژه زنان فرودست برگزیده است. پژوهش حاضر می‌کوشد در بررسی‌ای میان‌رشته‌ای این رمان را از منظر فرادست‌ یا فرودست‌بودن شخصیت‌هایش و برمبنای نظراتِ «گایاتری اسپیواک» بررسی کند. از آنجا که بیشتر شخصیت‌های رمان پیاده زن هستند و نیز تمرکز اسپیواک بر زنان فرودست، ذهنیت و عاملیت آنان است و او اعتقاد دارد که فرودستان با توجه به شرایط اجتماع «نمی‌توانند سخن بگویند» این پژوهش بر آن است تا به این پرسش‌ها پاسخ بدهد: آیا می‌توان عناصر و مؤلفه‌هایی که بر مفهوم دیگری فرودست دلالت می‌کنند را در رمان پیاده مشاهده کرد؟ واکنش‌های شخصیت‌های اصلی رمان در قبال فرودست یا فرادست تلقی‌شدن چیست؟ آیا شخصیت‌های فرودست موفق می‌شوند فرآیند دیگری‌بودگی خود را تغییر دهند و در نهایت «سخن بگویند»؟ کلمات کلیدی: مطالعات میان‌رشته‌ای، مطالعات پسااستعمارگری، فرودستی، گایاتری اسپیواک، رمان پیاده، بلقیس سلیمانی

کلیدواژه‌ها