بررسی اشعار سیاسی معاصر دربارۀ مشارکت سیاسی زنان با تأکید بر نظریۀ طرحواره های ذهنی (1285 – 1357 ش)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند

2 عضو هیات علمی دانشگاه بیرجند

doi
10.30479/irpli.2025.20985.1199
چکیده

در تاریخ سیاسی معاصر، از زمان مشروطه، بحث حضور زنان در جامعه، ملموس‌تر مطرح گردید و شاعران بسیاری، اعم از زن و مرد، به طرح مباحث گوناگون سیاسی، از جمله مشارکت زنان، گرایش پیدا کردند. پژوهشگران از دیرباز، دیدگاه‌های مردان و نگرش‌های سنّتی و مردسالارانۀ حاکم بر جامعه را به‌عنوان دلیل اصلی عدم مشارکت سیاسی زنان مطرح کرده‌اند. بررسی طرحواره‌های ذهنی، می‌تواند به درک و فهم افراد هر جامعه دربارۀ خود یا دیگران، کمک شایانی کند. با بررسی دقیق این نوع طرحواره‌های ذهنی می‌توان بهتر به دلایل کم‌رنگ بودن حضور زنان در عرصه‌های سیاسی پی برد و چاره جویی کرد. پژوهش حاضر، اشعار سیاسی شاعران زن و مرد را از زمان مشروطه تا پایان سلطنت محمّدرضا پهلوی مورد ارزیابی قرار داده و طرحواره‌های ذهنی آنان را دربارۀ مشارکت سیاسی زنان بررسی کرده است. داده‌های این پژوهشِ توصیفی- تحلیلی، به‌روش تحلیل مضمون واکاوی شده و طرحواره‌های ذهنی شخصی شاعران مرد (فعّال بودن و منفعل بودن زنان) و طرحواره‌های ذهنی خویشتن شاعران زن (از منظر دیگری و از منظر خود)، بررسی و طرحواره‌های متضاد و مشابه شناسایی شدند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد، بیشتر شاعران مرد، به مشارکت زنان، ازجمله در امور سیاسی کشور، توجّه داشته و همواره مشوّق زنان برای حضور فعّال در ادارۀ امور کشور بوده‌اند؛ اما شاعران زن، ضمن تأکید بر انواع قابلیّت‌های اجتماعی و سیاسی زنان، جنس زن را از دید مردان، ناتوان و بی ارزش، پنداشته و خطاب می‌کنند. به نظر می‌رسد، دلیل کم‌رنگ بودن مشارکت سیاسی زنان را می‌توان در عامل طرحواره های ذهنی جست‌وجو کرد.

کلیدواژه‌ها