بررسی جنبه‌های زنانه دررمان چراغ‌ها را من خاموش می‌‌‌کنم زویا پیرزاد براساس دیدگاه زنانگی تونی گرنت

نویسندگان
doi
10.30479/irpli.2025.20753.1167
چکیده

مقالۀ حاضر به بررسی جنبه‌های رفتاری زنان در رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌‌‌کنم(1380ش.) از زویا پیرزاد(متولد 1331 ش) براساس نظریۀ زن بودن از دیدگاه تونی گلیکمن گرنت(1942-2016م.) می‌پردازد، زیرا رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌‌‌کنم، داستانی زن محور است و از میان بیست شخصیت‌ رمان، چهارده شخصیت ِزن و شش شخصیت ِمرد، در این رمان حضور پُررنگ دارند. راوی و شخصیت‌ اصلی رمان ِ مذکور، زنی تحصیل کرده و خانه‌دار به نام کلاریس آیوازیان است که گرفتار تکرار و روزمرگی است. با آمدن همسایه‌ای به نام امیل سیمونیان این جریان یکنواخت متحول می‌شود. یکی از دیدگاه‌ها دربارة شخصیت زن، نظریۀ‌ صفات رفتاری انواع زنان از تونی گرنت است؛ این نظریه سعی دارد تا زنان را ترغیب به بازگشت به اصالت زنانۀ خویش ‌کند تا بتوانند زندگی را بهتر درک کنند. او با نگاه روانشناسانه، شخصیت زن امروزی را تحلیل می‌کند و به از دست رفتن زنانگی در رفتار زنان انتقاد می‌کند. مقالۀ حاضر به روش توصیفی-تحلیلی می‌کوشدتا به این سوال اصلی پاسخ دهد کدام یک از انواع زنان در رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌‌‌کنم با توجه به دیدگاه زن بودن تونی گرنت مدّنظر و مورد توجه است؟ براساس نتایج تحقیق، جنبۀ مادرانه زن یعنی آمازون-مادر بیشترین فراوانی را در رمانِ چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم، دارند و در این اثر از زن به عنوان معشوقه مذمت می‌شود و مقامِ والا از آنِ جنبۀ مادرانۀ زن است.