تحلیل تراکنشی جمشید در شاهنامه فردوسی بر اساس نظریه اریک برن

نویسندگان

1 هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک

doi
10.30479/irpli.2024.20583.1149
چکیده

نظریه تحلیل تراکنشی یک مدل روانشناختی برای درک تعاملات انسانی و ساختار شخصیت است. این نظریه بر اساس این ایده بنا شده که هر شخص دارای سه ساختار اصلی شخصیت است: والد، بالغ و کودک؛ هرکدام از این ساختارها رفتارها، احساسات و تفکرات خاص خود را دارد. جمشید در شاهنامه دارای ویژگی‌ها و دگرگونی‌های بارزی است که پس از موفقیت‌های پی در پی و رسیدن به قله‌های باشکوه پیشرفت و تمدن، دچار انحطاط و سقوط ناشی از غرور و خودپرستی می‌شود. زندگی او در شاهنامه درس‌هایی از دمیدن امید و خطرات ناشی از طغیان را در بردارد. این پژوهش قصد دارد ابعاد مختلف شخصیت جمشید، کنش‌ها و واکنش‌های او را بر مبنای نظریه تحلیل تراکنشی (TM) بررسی کند. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. این پژوهش در پی پاسخ به این سوال است: طبق نظریه تحلیل تراکنشی، رفتارهای جمشید مربوط به کدام یک از ابعاد سه گانه شخصیت اوست؟ و چه آسیب‌ها و آلودگی‌هایی در رفتار او قابل مشاهده است؟ رفتار متقابل وی بیشتر در دو بعد بالغ و والد فعال است. منیت و خودخواهی، ایجاد ترس، تحقیر و تخریب در بین مردم جامعه از نمودهای بعد منفی والد اوست. تولید ابزار و تجهیزات جنگی، بهبود وضعیت پزشکی و درمان و … از نمودهای بعد مثبت والد اوست. او بر اساس بعد بالغ خود دست به ایجاد و اصلاح ساختار اجتماعی می‌زند و هرم اجتماعی را وضع می‌کند. آلودگی‌ها و آسیب‌های ابعاد مختلف شخصیت او از دیگر بحث‌های این پژوهش است که مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است.

کلیدواژه‌ها