تحلیل رمان زیبا صدایم کن از منظر شگردهای سهگانه اضطراب بنیادی هورنای
نویسندگان
1 دانشیارزبان وادبیات فارسی.دانشکده ادبیات.دانشگاه رازی.کرمانشاه.ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی/ گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
3 دانشجو دکتری دانشگاه رازی کرمانشاه
doi
10.30479/irpli.2024.20629.1156چکیده
چکیدهکارن هورنای (1885- 1952) چگونگی تربیت فرزندان و آسیبهای آن را در خانوادة روانرنجور با رویکردهای سهگانة مهرطلبی، انزواطلبی و جاهطلبی، اضطراب بنیادی مینامد. علتهای پیدایش اضطراب بنیادی، شیوههای تاکتیکی آن در برخورد با محیط اجتماعی و کارکرد هر یک بر روان شخصیتهای اصلی رمان «زیبا صدایم کن» در پژوهش پیش روی به روش توصیفی- تحلیلی تبیین شدهاست، چنانکه زیبا در برابر ناپدری که از وی بهرهکشی میکند، مادری معتاد که پایبند زندگی نیست و پدری ستیزهگر که به علت جنون ادواری در آسایشگاه بستری است، یک تیپ بهنجار در برابر پدر است، چون گاهی مهرطلب و گاهی منزوی و نیز برتریطلبی وی با نیازش به پیشرفت همسوی است، امّا پدر و مادر و نیز ناپدری شخصیّتهایی جاهطلب هستند که عامل اضطراب بنیادی در زندگی زیبا شدهاند؛ بنابر این، زیبا از حاشیة امن در خانه برخوردار نیست، بلکه وی و پدرش تحت تأثیر تاکتیکهای اضطراب بنیادی برای مهار بحرانهای روانرنجوری در برابر تنشهای محیطی هستند، چنانکه پدر، مادر و ناپدری شرایط امن محیط خانه و خانواده را هر یک به شیوهای در تمام موقعیتها غصب میکنند و زیبا با بحران روانرنجوری در خانواده مواجه است؛ بنابر این، زیبا شخصیتی واقعگرا و غیر عصبی است که اضطراب اساسی را کنترل میکند، در برابر شرایط محیطی و جایگاه اجتماعی افراد منعطف است و بین خود، محیط و سه شگرد متضاد دفاعی تعادل میآفریند تا با اتکای به خود واقعی و حذف خود ایدهآلی رشد کند، در مسیری بههنجار باشد و به خود و دیگران آسیب نزند.