جلوههایی از شعردرمانی در رباعیات خیام
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه شاهد
doi
10.30479/irpli.2024.20769.1168چکیده
شخصیت خیام دارای ابعاد گوناگون علمی، فلسفی و حکمی با شاعرانگی خاص و جذاب است. برای دریافت اندیشههای معرفتشناسانه، هستیشناسانۀ و رویکردهای اجتماعی او، باید به واکاوی ژرفتری از متن رباعیاتش پرداخت و دغدغههای وجودی شاعر را درک کرد. منظری که در این پژوهش به خیام مینگرد، بعد شعردرمانی رباعیات معروف و جهانی اوست. در دهههای اخیر، شعردرمانی برای بهبود روحیه، کاهش استرس، افزایش آگاهی و کمک به افراد برای مدیریت احساساتشان به کار میرود. امروزه در جهان، شعردرمانی با تاریخ غنی و کاربردهای متنوع خود همچنان ابزاری ارزشمند در قلمرو مداخلات درمانی است. روش این پژوهش، تحلیل محتوای مضمونی است و نتایج این واکاوی نشان میدهد که شعردرمانی در رباعیات خیام، در دو ساحت جریان دارد: یکی سرایش شعر برای بازنمایی و گاه ارائۀ راهحلهایی برای دغدغهها، اضطرابهای ناشی از ابهامات هستیشناسانه و حیرت خود شاعر و دیگری، خواندن و شنیدن اشعار وی توسط مخاطبان و اثرپذیری آنهاست. رباعیات خیام فرصتی را برای افراد فراهم میکند تا به ژرفاندیشی، شناخت خویشتن و اقتضائات جهان پیرامون خود بپردازند و سفری اندیشگانی و درونی را آغاز کنند. خیام از طریق روایتگری ماهرانه دربارۀ گذرا بودن زندگی، بیان تناقضها، وجود کنشهای اجتنابناپذیر چون چیرگی سرنوشت و مرگ، میخواهد موجب ذهنآگاهی، انگیزش، پدیداری عواطف و احساسات قدرتمند سرکوب شده و نادیده گرفته شده شود و در نهایت، القاگر شفا، رشد شخصی و درک عمیقتر از خود و جهان باشد که در شیوۀ کلی، بسیار شبیه روشِ درمان شناختی- رفتاری در روانشناسی است.