بازخوانی تجربۀ زنان از خانواده و اجتماع در رمان دهۀ 80 شمسی : تحلیل جامعه‌شناسانۀ سه رمان زنانه

نویسندگان

1 دانش آموختۀ دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بوعلی سینا همدان، مدرس دانشگاه

2 عضو هیات علمی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بوعلی سینا

doi
10.30479/irpli.2024.20783.1171
چکیده

در چند دهۀ گذشته به دنبال تغییرات گستردۀ سیاسی و اجتماعی و هم‌چنین تغییر نگرش جامعه نسبت به مسائل و جایگاه زنان، داستان‌نویسان توجه خاصی به موضوع زنان داشته‌اند و نوع نگرش جامعه به هویت و حقوق زنان را در آثارشان نمود داده‌اند. چهرۀ زنان در ادبیات معاصر ایران پررنگ و متفاوت از ادبیات کلاسیک گذشته است؛ در نتیجه بررسی سیمای زنان در ادبیات و جامعه ضروری می‌باشد. زویا پیرزاد، فریبا وفی و سارا سالارکیا از نویسندگان توانای ادبیات معاصر داستانی هستند که زن در آثارشان نقش محوری و کانونی دارد؛ لذا در این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی سعی شده است با توجه به سه رمان معتبر و پرفروش دهۀ 80 شمسی که شخصیت‌های اصلی آنان را زنان تشکیل می‌دهند، به درک مسائل و دغدغه‌های زنان این رمان‌ها به عنوان نمایندگان آن نسل و نیز چگونگی بازنمایی تجربه‌های آنان پرداخته شود. هم‌چنین شخصیت‌پردازی زنان رمان‌ها از منظر تحلیل محتوایی مورد بررسی قرار می‌گیرد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که زنان این رمان‌ها دچار مسائل و دغدغه‌های روزمرگی، تنهایی، عدم اعتماد به نفس، توجه به گذشته، احساس ترس و ناامنی، ناخشنودی از زندگی زناشویی و گمگشتگی هویت زنانه‌شان هستند که در نهایت با اراده در صدد رفع و حل مسائل زندگی فردی و اجتماعی و تثبیت جایگاه خود برمی‌آیند. هم‌چنین فضای حاکم بر این رمان‌ها که نمایندۀ اجتماع آن دهه می‌باشند بیانگر جلوه‌های مردسالاری، اعتقاد به برتری مرد، نگرش منفی جامعه به زن، ضعف جایگاه زنان و نوعی بازیابی هویت زنانه می‌باشد