بررسی ابعاد فردی و جمعی اعضا تعاونی‌های فرش دستبافت شهرکرد

نویسندگان

1 دانشیار، گروه مدیریت و توسعه روستایی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهرکرد.

2 کارشناسی ارشد، گروه مدیریت و توسعه، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهرکرد، چهارمحال و بختیاری، ایران ،

doi
10.22034/ajcoop.2024.406667.1846
چکیده

روش‌شناسی:پژوهش حاضر ازنظر پارادایم در دسته تحقیقات کمی و ازنظر هدف در دسته تحقیقات کاربردی قرار می‌گیرد. جامعه آماری تحقیق شامل 1441 نفر از اعضای 20 شرکت تعاونی‌ فرش دستباف فعال در روستاهای مستقر شهرستان شهرکرد بود که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 140 نفر تعیین گردید. روش نمونه‌گیری تصادفی و با بهره‌مندی از نمونه در دسترس تعیین گردید و از مصاحبه، مشاهده و پرسشنامه محقق ساخت به‌منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تحلیل داده‌ها در دو بخش توصیفی و استنباطی با بهره‌مندی از شاخص‌های گرایش مرکزی و پراکندگی و تحلیل معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزارهای SPSSو Amos انجام شد. یافته‌ها و نتیجه‌گیری:در بخش فردی، ایجاد ارزش‌های ذهنی (q47) با بار عاملی 91/0 و در بخش جمعی، تقویت و بهبود سرمایه اجتماعی (q55) با بار عاملی 90/0 اهمیت بالاتری نسبت به سایر عوامل دارند. همچنین شاخص/گویه «گرایش به نوآوری جمعی» با میانگین 30/3 و انحراف معیار 96/0 بالاترین رتبه و شاخص «شرکت در نمایشگاه‌های مختلف» با میانگین 00/3و انحراف معیار 19/1 کمترین رتبه را به خود اختصاص داد. طبق نتایج به‌دست‌آمده تولیدات بافندگان عضو تعاونی‌های فرش دستبافت نسبت به بافندگانی که عضو نیستند بیشتر است. همین‌طور طبق نظر اعضا، مواد اولیه تهیه‌شده توسط تعاونی نسبت به مـواد اولیه موجود در بازار مرغوب‌تر بـوده اسـت و بااینکه تعاونی‌های فرش دستبافت توانسته‌اند با تبلیغات و بازاریابی تعاونی‌ها، واسطه‌ها و دلالان را کاهش دهند و خلل‌ها و تنگناهای بازار را کاهش دهند اما با استناد به یافته‌های به دست آمده از تحقیق گاهی خود تعاونی نقش دلال(واسطه)را دارد.