خوانش منظومه بانوگشسپ نامه بر مبنای نظریه سفر قهرمان مونث مورین مورداک
نویسندگان
1 زبان و ادبیات فارسی, ادبیات و زبان های خارجه, علامه طباطبایی, تهران, ایران
2 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی گرایش نقد و نظریه دانشگاه علامه طباطبایی تهران
doi
10.30479/irpli.2024.20468.1140چکیده
بانوگشسپنامه منظومهای حماسی در شرح دلاوریهای بانوگشسپ، دختر رستم است. این روایت نخستین منظومهی حماسی است که قهرمان آن زن است و از این جهت با آثار حماسی منظوم پیش از خود متفاوت است. خاستگاه نظریۀ مورین مورداک به نظریۀ سفر قهرمان جوزف کمپبل بازمیگردد اما در تعداد مراحل و ماهیت زنانۀ خود با الگوی سفر قهرمان کمپبل تفاوت دارد، همچنین انطباق این الگو در داستانهای شرقی همواره با تفاوتهایی همراه است و نمیتوان انتظار داشت روندی که قهرمان مؤنث در آثار ادبی غرب طی میکند، با آنچه زن شرقی طی کرده است، یکی باشد. با خوانش منظومهی بانوگشسپنامه بر مبنای نظریهی سفر قهرمان مؤنث مورین مورداک، دریافتیم این اثر ظرفیت مناسبی برای انطباق با الگوی سفر قهرمان مؤنث دارد و میتواند بستر مناسبی برای پژوهشهای متعدد روانشناختی باشد. الگویی که برای زن شرقی ترسیم شده، الگویی دایره وار و دارای سه مرحله زن خانه دار، زن جستجوگر و زن قهرمان می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی مؤلفههای موجود در منظومه بانوگشسپنامه از منظر نظریۀ سفر قهرمان مؤنث مورداک، همچنین بررسی تقاوتهای سفر قهرمان مؤنث غربی با سفر قهرمان بانوی شرقی است که با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی، نظریۀ سفر قهرمان مؤنث و کنش قهرمان به بررسی داستان میپردازد.