نقد و تحلیل رویکرد آیرونیک به حماسه در رماننویسی معاصر با تکیه بر رمان«قصة تهمینه»
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی ، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)قزوین،ایران
2 استاد دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) ، قزوین، ایران.
doi
10.30479/irpli.2024.20256.1136چکیده
آیرونی یکی از روشهای بیان غیر مستقیم معناست. کلام آیرونیک بهترین ابزار برای فروپاشی هژمونی گفتمان های غالب و کلان روایت ها و برجسته سازی روایات مغفول مانده یا در حاشیه است. امروزه این رویکرد به سبب ماهیت جهان پسامدرن، در برخی جریانهای داستان نویسی آشکارتر به نظر میرسد. نفوذ چنین اندیشههای نوظهور در فرهنگ شرقی ازجمله ایران جدای از رونق در فضای سیاسی و فرهنگی، در عرصة رمان نویسی نیز مشهود است و برای ردیابی و بازاندیشی چنین جریانی شاید آثار محمد محمدعلی به سبب پیشگامی اش بهترین نمونه باشد. این جستار به شیوة توصیفی- تحلیلی مبتنی بر رویکردهای نقد فمنیستی با تکیه بر رمان «قصة تهمینه» به این نتیجه رسیده است که محمد محمدعلی با نگرشی آیرونیک، ساختارشکنانه و رویکرد روشنفکرمآبانه و تأسی از سبک و مکتب پسامدرنیستی میکوشد با ارائة تفسیر زنانه؛ اما مضحک و آیرونیک از حماسة رستم و سهراب و کهنالگوی پسرکشی به بازتعریف و بازروایی آن روایت حماسی و واسازی تقابل دوگانه مرد/زن در جامعة ایرانی بپردازد. این رمان بازنمایی نقش مغفول مانده زنان در حماسه را با تحقیر و بازتاب سیمای مضحکی از پهلوان پنبگی پروتوتایپ قهرمان مرد (رستم) بازنویسی کرده است تا با شکست بتوارههای ذهنی جامعة مردسالار ایرانی، از مرگ قهرمان مرد در دورة معاصر و شکلگیری جریان انتقادی به حماسه رمزگشایی کند. با آنکه بنیان آیرونیک رمان بر آیرونی ساختاری استوار گشته؛ اما وی برای این منظور بیشتر از آیرونی کلامی و تلفیق آن با گونههای آیرونی دیگر چون آیرونی خوداتهامی، آیرونی موقعیت و آیرونی تقدیر استفاده کرده است.