بررسی ارتباط بینامتنی میان رمان و سینما در آثار جمشید خانیان (نمونة موردی رمانهای «امپراتور کوتولة سرزمین لیلیپوت» و «ادسون آرانتش دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیاییاش» با فیلمهای «سرنوشت شگفتانگیز املی پولن» و «حرامزادههای لعنتی»)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.30479/irpli.2023.18618.1087چکیده
بینامتنیت بهعنوان یکی از شیوههای مطرح در نقد آثار هنری، در سالیان اخیر بهشکل جدی مورد توجه منتقدان واقع شده است. برای این رویکرد انتقادی که بر موضوع بررسی تأثیرات آگاهانه و ناآگاهانة متون بر یکدیگر متمرکز است، روشها و چهارچوبهای مختلفی تعیین شده است. دراینمیان ژرار ژنت با دقت و ریزبینی خاصی به تشریح گونههای ارتباط بینامتنی پرداخته است. او که از تعبیر ترامتنیت برای این موضوع استفاده میکند، انواعی همچون «سرمتنیت»، «پیرامتنیت»، «فرامتنیت»، «بینامتنیت» و «بیشمتنیت» برای آن برشمرده است. جمشید خانیان یکی از نویسندههای سرشناس ادبیات کودک و نوجوان محسوب میشود که در انتخاب موضوع و شیوههای روایت آثار خود، دقت و وسواس ویژهای دارد. ازهمینرو کمتر اثری از این نویسنده انتشار یافته که نگاه و توجه مخاطبان و منتقدان را به خود جلب نکرده باشد. او که در پژوهشهایش نگاه ویژهای به ارتباط سینما و ادبیات دارد، در انتخاب موضوع، مضمون و شخصیتهای برخی رمانهایش تحت تأثیر آثار برگزیدة سینمای ایران و جهان بوده است. پژوهش حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است، در پی بررسی ارتباط بینامتنی میان دو رمان «امپراتور کوتولة سرزمین لیلیپوت» و «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیاییاش» با دو اثر معروف سینمای جهان با نامهای «سرنوشت شگفتانگیز املی پولن» و «حرامزادههای لعنتی» است. نتایج نشان میدهد که میان رمانهای خانیان و فیلمهای یادشده از نگاه گزینش شخصیتهای اصلی و فرعی و کنشهای آنان، شیوههای روایتگری، عناصر و اشیاء ارتباط وجود دارد. ارتباطی که ذیل دو گونة «بیشمتنیت» و «سرمتنیت» قابل ارزیابی است.