بازتاب استبداد شرقی در مثنوی

نویسندگان

1 دانشگاه لرستان، خرم آباد، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، گروه زبان و ادبیات فارسی

2 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم آباد ایران

3 گروه ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران

doi
10.30479/irpli.2024.19726.1122
چکیده

ویتفوگل، جامعه شناس آلمانی، یکی ازنطریه پردازان برجسته در زمینۀ نظریۀ استبداد شرقی است. این نظریه از جمله رویکرد هایی است که ویژگی‌های پیچیدۀ جوامع شرقی و تفاوت‌های فرهنگی آن‌ها را آشکار می‌کند. منشأ الهی قائل شدن برای پادشاه، سرسپردگی و اطاعت تام از حاکم، وجود طبقات اجتماعی، فقدان مبارزۀ طبقاتی، ارعاب و خشونت، انزوا طلبی و ... از جمله مؤلفه های مهم این نظریه است که نگارندگان دراین مقاله با بهره گیری از روش تحلیل توصیفی و با رویکرد جامعه‌شناسی ادبی این مؤلفه ها را در مثنوی معنوی کاویده و آن ها را با تعدادی از داستان های این اثر سترگ عرفانی تطبیق داده و به این نتیجه رسیده اند که مثنوی، افزون بر آنچه آگاهانه و مستقیم درخصوص عرفان و اخلاق نشان می‌دهد، گفتمان‌های فرهنگی، اجتماعی و فکری دیگری را نیز بازمی‌نماید. بر این اساس می‌توان ادعا کرد الگوی ذهنی شاعر از روابط قدرت و نظام سلسله‌مراتبی حاکم بر آن قابل‌تشخیص است؛ به‌گونه‌ای که او نیز مانند مردم روزگار خویش گفتمان رایج زمانه خود را در مقوله قدرت و به ‌تبع آن سیاست پذیرفته و به همین دلیل تا حدودی به حاکمیت سیاسی و نظام سلسله‌مراتبی سلطنت، نوعی مشروعیت ظاهری بخشیده است.