درآمدی بر رابطة ادبیات و سیاست در پرتو مطالعات میانرشتهای
نویسندگان
1 دانشجوی پسادکتری
2 دانشگاه رازی
doi
10.30479/irpli.2024.19660.1120چکیده
پیوند میان دو دانش ادبیات و سیاست با وجود تفاوتهای فراوان در ماهیّت، زبان، نگرش، قلمرو، روش و هدف، پیوندی ریشهدار و کهن به شمار میآید که از زوایای گوناگون قابلیّت پژوهش و بررسی را داراست؛ اما در این نوشتار، مقصود از پیوند و تعامل میان سیاست و ادبیات؛ ادبیات در مقام و بدیل سیاست یا سیاست در مقام و جایگزین ادبیات نیست، بلکه مسأله چگونگی گفتمان جهان ادبیات و سیاست است؛ در حقیقت، مراد از این ارتباط؛ همان شیوه و سبکی است که ادبیات با گزینش آن به طرح مباحث سیاسی میپردازد که از چنین ادبیاتی به «ادبیات سیاسی» تعبیر میشود. افزون بر این، بررسی تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متقابل جریانها و رویکردهای سیاسی در مواجهة با نقد ادبی و ادبیات تطبیقی، از دیگر محورهای این جستار است.در این مقالة نظری و میانرشتهای با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی ضمن اشاره به تفاوتهای ساختاری دو جهان ادبیات و سیاست، به بررسی و تحلیل چگونگی داد و ستد و خویشاوندی آندو در سه حوزة ادبیات سیاسی، ادبیات تطبیقی و نقد ادبی پرداخته میشود.کلمات کلیدی: مطالعات میانرشتهای، ادبیات سیاسی، ادبیات تطبیقی، نقد ادبی، علم سیاست.