مفهوم‌سازی «مرگ تعلیقی» در داستان‌های کودک: بر اساس طرحواره‌های کاربردشناختی

نویسندگان

1 گروه ادبیات کودک و نوجوان، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.30479/irpli.2023.19064.1101
چکیده

طرحواره‌های کاربردشناختی یکی از مباحث زبان‌شناسیِ شناختی است و به‌کارگیری این رویکرد برای مطالعۀ مرگ‌اندیشی در ادبیات کودک، به‌مثابۀ پلی میان علوم ادبیات، زبان‌شناسی شناختی، و فلسفه برای کودکان است. طرحواره‌های کاربردشناختی، وابسته به بافتِ موقعیتی و کاربردی فراخوانده می‌شوند. واژه‌ای واحد می‌تواند تحت طرحواره‌های کاربردشناختی گوناگون، موجد مفاهیم متفاوتی باشد. هدف پژوهش حاضر رده‌بندی بازنمایی‌های مرگ تعلیقی بر اساس طرحواره‌های کاربردشناختی‌ است. در ادبیات کودک عموما مردن به‌عنوان پدیده‌ای بازگشت‌پذیر بازنمایی می‌شود؛ ازهمین‌رو، این موتیف به‌عنوان موضوع پژوهش اختیار شده است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر داستان‌های واجد درون‌مایۀ مرگ بازگشت‌پذیر (مرگ تعلیقی) در گروه سنی «الف»، «ب» » و «ج» است. هر یک از این داستان‌ها به‌مثابۀ کارگفتی عینی برای فراخوانی و تشکیل طرحوارۀ مرگ است. پژوهش پیش‌ِرو در پی پاسخ‌گویی به چگونگی کارکرد بافت موقعیتیِ داستان در تشکیل و فراخوانی طرحوارۀ مرگِ تعلیقی است. این پژوهش پنج طرحوارۀ کاربردشناختی را به‌عنوان پایۀ مفهومیِ مرگ تعلیقی معرفی می‌کند: رستاخیز با نیرومحرکۀ بیرونی، رستاخیز با نیرومحرکۀ درونی، پیکرگردانی با مبدل بیرونی، پیکرگردانی با مبدل درونی و مسخ‌پنداری. ازآنجا که مفاهیمی مانند «مردن» ماهیتا انتزاعی، فلسفی و برانگیزندۀ عواطف منفی هستند؛ شیوۀ انتقال این مفاهیم به کودک همواره مورد مناقشه بوده است. این پژوهش با روش تحلیلی‌توصیفی نشان می‌دهد داستان‌های کودک با به‌کارگیری انواع طرحواره‌های مرگ بازگشت‌پذیر، ترس‌آوریِ بازنمایی «مرگ» را تعدیل می‌نمایند.