همسویی رویکرد داعی الاسلام درآموزش خط فارسی با نظریۀ هوشهای چندگانۀ هوارد گاردنر
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
doi
10.30479/irpli.2024.19345.1112چکیده
در این مقاله موضوع خط فارسی و هنرخوشنویسی، با رویکردی آموزشی و روانشناختی-تربیتی مورد بررسی قرار میگیرد. نکته مهم و مسئله اصلی، خط فارسی و آموزش آن است. در پژوهش حاضر، ضرورت آموزش خط آسان نسخ به دانش آموزان دوران ابتدایی با نگاهی به «رسالۀ خط داعی» و کاربرد قلم نسخ درحروف نگاری برخی کتاب ها، به ویژه در حوزۀآموزش پیشنهاد شده است. رساله خط داعی تالیف سید محمدعلی داعیالاسلام (1255-1330ش) تاکنون به چاپ امروزی نرسیده و دو نسخه از چاپ سنگی آن در این نوشته، مبنای بررسی بوده است؛ داعیالاسلام با رویکردی تربیتی و روانشناختی، هنگام آموزش خط فارسی به فرزندش، به این نتیجه رسیده بود که آموزش خط نسخ یا نستعلیق به مراتب آسان تر و ذهننشینتر از سایر خطهاست و و چه بسا در حروف نگاری و طبع نیز کاربردیتر باشد.نگارنده، در این مقاله، به پشتوانۀ رویکردی روانشناختی براساس نظریه «هوش چندگانۀ» هواردگاردنر(Howard Gardner)، و برخی پژوهش هایی که برمبنای آن انجام گرفته است، ضمن اشاره به پژوهش های صورت گرفته در موضوع نوع خط کاربردی برای آموزش مبتدیان، کاربرد خط نسخ در قلمرو آموزش و حروف نگاری متون آموزشی به نوآموزان را به جای خطهای هنری و خاص خطاطی و خوشنویسی سودمند می داند.