بررسی و تحلیل تنوّع واژگانی و تأثیر آن بر سبک و فضای شعر در سروده‌های نیما یوشیج و بدر شاکرالسیّاب « بر پایة نظریة جانسون»

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان وادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 استادیار گروه زبان وادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.30479/irpli.2022.16944.1048
چکیده

نیما یوشیج و بدرشاکرالسیّاب هر دو به عنوان نخستین پیشروان رهایی شعر از قیود کلاسیک در ایران و عراق و هدایت آن در مسیر نوگرایی اگرچه به لحاظ زمان و مکان از یکدیگر دور بوده اند در بسیاری وجوه همچون زبان شعری، محیط زندگی و آموزش، تفکّرات سیاسی و دغدغه های اجتماعی ماننده اند.نظریة زبانشناختی «تنوّع واژگان» جانسون یکی از شاخصترین ابزارهای مطالعة متون است که در شاخه‌هایی همچون نقد ادبی، مطالعات تطبیقی و سبک شناسی کارآمد است و می‌کوشد با استفاده از شیوه‌های آماری و با رویکردی میان رشته‌ای به سنجش میزان نوآوری شاعران و نویسندگان در دایرة لغات پرداخته و مؤلفه‌های سبکی آنان را تحلیل ‌کند.پژوهش حاضر به شیوة توصیفی ـ تحلیلی و با بهره گیری ازروش های آماری نخست بر اساس مبانی نظری جانسون به بررسی و مقایسة تنوّع واژگان دو شاعر در یک پیکره زبانی سه هزار کلمه‌ای پرداخته،سپس آن‌ها راازمنظر همگرایی و واگرایی مضامین و چگونگی خلق فضاهای گوناگون بررسی کرده است.حاصل آنکه شمارگان واژگان متنوّع در شعر بدرشاکرالسیّاب 230 کلمه بیش از نیما است و با شیب کمتری نسبت به شعر او کاهش می‌یابد.این بدان معنا است که سیّاب دایرة لغات وسیعتری نسبت به نیما یوشیج داشته و بر زبان چیره‌تربوده است.نیز علیرغم حضور صدای مستقلّ هر شاعر، دغدغه‌های ذهنی یکسان باعث خلق دایره‌های معنایی بر گِرد هسته‌هایی مشترک همچون: «مرگ اندیشی، طبیعت، عشق، زادگاه و مقوله‌های اجتماعی» شده است. این مؤلفه‌ها در واژگان مشترک مذکور به کمک « فضاسازی» عینیّت یافته که نشانگر تفاوت سبک،دیدگاه و شرایط زندگی دو شاعر است.