واکاوی شخصیت سیمرغ در شاهنامه و منطقالطیر بر پایة نظریة ذهنیت اسطورهای
نویسندگان
1 دانشآموختهی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی
doi
10.30479/irpli.2023.17984.1075چکیده
سیمرغ یکی از باشندگان اسطورهای است که در ادبیات فارسی حضوری گسترده دارد. طبق نظریات لوی-برول، قانون آمیختگی بر ذهنیت اسطورهای حکمفرماست و این ذهنیت گاه عِلّیت را نادیده میگیرد. در ذهنیت اسطورهای حیوان توتمی حافظ اعضای گروه خود نیز هست. در این پژوهش کوشیدهایم با تکیه بر مطالعات کتابخانهای و اسنادی و بهرهگیری از روش تحلیل محتوا و استفاده از نظریة لوی-برول به تحلیل ویژگیهای اسطورهای سیمرغ در شاهنامة فردوسی و منطقالطیر عطار بپردازیم. سپس شخصیت این مرغ اسطورهای را در این دو اثر ادبی مقایسه کردهایم. نتایج این پژوهش نشان میدهد شخصیت سیمرغ برآمده از ذهنیت اسطورهای است. در شاهنامه این پرنده بر کوهی مقدس کنام دارد، نیای توتمی زال است، به کمک پر خود از خاندان وی مراقبت میکند، عِلّیت را معلق میکند، جادوپزشک است و قدرت پیشگویی دارد. در منطقالطیر نیز بر قاف منزل دارد، پر وی مایة تفأل است و دارای فرّه است. تفاوت سیمرغ فردوسی و عطار در میزان آمیختگی این مرغ با اعضای گروه است؛ برخلاف شاهنامه که در آن آمیختگی زال و سیمرغ سبب محوشدن زال نمیشود، در منطقالطیر میبینیم که پرندگان در سیمرغ محو میشوند. هر چند ذهنیت اسطورهای در شاهنامه پررنگتر است اما قانون آمیختگی در داستان عطار نقشی فراگیرتر دارد.