بررسی نمودهای گروتسک در سمفونی مردگان
نویسندگان
1 دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)
2 دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه ادبیات
doi
10.30479/irpli.2021.14307.1009چکیده
گروتسک به دلیل کارکردهای وسیعی که دارد میتواند اهداف و نیات متفاوتی داشته باشد. از جمله انتقاد از شرایط حاکم بر جامعه و به تصویر کشیدن خطوط ممنوعۀ سیاسی. اما آنچه مهم است تأثیریست که بر مخاطب خود میگذارد و احساس خاصیست که در او به وجود میآورد؛ احساسی که عموما با ترس، تنفر، اشمئزاز و خندۀ تلخ همراه است و این همان هدف اصلی گروتسک است، یعنی تلاش برای رسیدن به معنای سومی که در خوداگاه یا ناخودآگاه هنرمند ایجاد میشود و در اثر او بازتاب پیدا میکند و تأثیر خود را بر مخاطب میگذارد. سمفونی مردگان رمانی است که به شیوۀ مدرن محتویات درونی شخصیتها را به منصۀ ظهور میگذارد و شناختی از روح و روان آنها را بهدست میدهد و با نمایش وضعیت دردناک و مشمئزکنندۀ شخصیتها، وحشت و اختناق، عناصر خرافه، جهل و فقر فرهنگی در جامعه، حس سقوط بشریت و کشیده شدن او به ورطۀ نابودی را به تصویر میکشد. تمام عناصر موجود در این رمان ذهن را به سمت مفهوم گروتسک سوق میدهد. نویسندگان در این مقاله با روش کتابخانهای-تحلیلی به بررسی عناصر گروتسک در این رمان پرداخته و به این نتیجه دست یافتهاند که سمفونی مردگان به دلیل آمیختگی واقعیت و خیال، فضای یأسآلود، وهمناک و نفرتآور، مرگ و جمود فکری، تضاد و تناقض، آمیختگی عناصر انسانی-حیوانی و بیان تصاویر عجیب و اغراقآمیز و غیرطبیعی در یک زمان بیست و چهارساعته حوادث جامعۀ سالهای 1331-1335 را در ژانر گروتسک -خودآگاه و یا ناخوداگاه - به تصویر کشیده است.