تحلیل و تطبیق مؤلّفههای رئالیسم اجتماعی در دو نمایشنامهی «مرگ فروشنده» از آرتور میلر و «تانگوی تخممرغ داغ» از اکبر رادی با تأکید بر عناصر شخصیت و محتوا
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور ،ایران
2 داتشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور ،ایران
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور ،ایران
4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور ،ایران
doi
10.30479/irpli.2021.14251.1007چکیده
رئالیسم اجتماعی به عنوان یکی از شاخههای مهمّ مکتب ادبی رئالیسم، شیوهای برای نمایش معضلات و مشکلات اجتماعی جامعه است. آرتور میلر(1915- 2005) در آمریکا و اکبر رادی(1318- 1386/ 1939-2007م) در ایران، دو نمایشنامهنویس بزرگ در مکتب رئالیسم هستند، که برخی از آثار آنان، مانند دو نمایشنامهی «مرگ فروشنده»ی میلر و «تانگوی تخممرغ داغ» رادی، با بازتاب معضلات و مشکلات اجتماعی، از جمله اقتصاد و پیامدها و تأثیرات آن در زندگی طبقات متوسّط مردم، در زمرهی رئالیسم اجتماعی قرار میگیرند. در این مقاله به منظور بررسی رئالیسم اجتماعی در دو نمایشنامهی مذکور، عنصر شخصیت، به عنوان یکی از مؤلّفههای رئالیسم، مورد تحلیل و بررسی تطبیقی قرار میگیرد تا بدینوسیله، بازتاب مشکلات اقتصادی در جامعهی آمریکا و ایران و تأثیر آن بر روی اقشار مختلف مردم را نشان دهد. نظر به اینکه این دو نمایشنامه، با وجود تشابه موضوعی و شخصیتپردازی که دارند، تاکنون مورد مطالعهی تطبیقی قرار نگرفتهاند، اهمیت این پژوهش را نمایان میسازد. برآیند نهایی جستار حاضر نشان میدهد که معضل اجتماعی اقتصاد، که در نمایشنامهی «مرگ فروشنده» به عنوان یک بحران همهگیر اجتماعی است و در نمایشنامهی «تانگوی تخممرغ داغ»، صرفاً یک معضل در سطح یک خانواده است، باعث شکلگیری شخصیتهایی شده که با رفتار و گفتار خود، نحوهی تأثیرپذیری از این معضل اقتصادی را به نمایش گذاشتهاند. «مرگ فروشنده»، که با پرداخت شخصیت ویلی لومان، انتقاد کوبندهای از اخلاقیات جامعهی سرمایهداری و بهرهکشی اقتصادی دارد، نسبت به «تانگوی تخممرغ داغ»، نمود عینیتری برای رئالیسم اجتماعی محسوب میشود.