بررسی تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر جنبش‌های اخیر خاورمیانه با تاکید بر مفهوم اشاعه نظریه سازه‌انگاری

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل دانشگاه فردوسی مشهد

3 استادیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.30479/psiw.2013.315
چکیده

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، نقطه عطف تاریخی و سرآغاز دوران جدیدی از حیات حکومت اسلامی در تاریخ جهان اسلام به‌شمار می‌رود. یکی از بارزه‌های این تحول شگرف، احیا مفاهیم ناب الهی- انسانی در چارچوب آموزه‌های دین مبین اسلام می­باشد؛ اما این احیاگری که به نوعی نشئت گرفته از مطالبات مردمی به‌شمار می‌رود، محدود به تنگناهای زمانی/ مکانی جامعه ایرانی نمانده و به علت غنای محتوایی/ معنایی خود، در چارچوبه‌های جغرافیایی دیگر نیز بازتاب پیدا نموده است. یکی از قالب‌های نظری که از قدرت تبیینی مناسبی جهت بررسی نحوه تأثیرگذاری و بازتاب وجوه ممتازه ارزشی/ هنجاری انقلاب اسلامی ایران بر سایر جنبش‌های اسلامی/ مردمی کشورهای دیگر در مقاطع زمانی مختلف برخوردار می‌باشد، نظریه‌ سازه‌انگاری و مفهوم اشاعه آن است. بر این اساس، نوشتار حاضر تلاش نموده تا با رویکردی تحلیلی و با استمداد از مفاهیم و مفروضه‌های موجود در نظریه سازه‌انگاری، به تحلیل جایگاه مکانیزم اشاعه در تاثیرپذیری جنبش‌های بیداری اسلامی از انقلاب اسلامی ایران بپردازد. در واقع آنچه نوشتار حاضر برمبنای مفهوم اشاعه معتقد به آن است، تأثیرپذیری جنبش‌های بیداری اسلامی از مفاهیم، هویت، ارزش‌ها و هنجارهای انقلابی و اسلامی ایران به صورت خودجوش و به مثابه الگویی از حکومت دینی ـ اسلامی بوده است.