دشواژه‌ها در آثار ادبی معاصر فارسی: مطالعه موردی آثار صادق هدایت و صادق چوبک

نویسندگان

1 گروه زبان انگلیسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

2 دانشگاه یاسوج دانشکده علوم انسانی گروه زبان انگلیسی

3 گروه زبان انگلیسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

doi
10.30479/irpli.2021.15054.1026
چکیده

پژوهش حاضر می کوشد تا دشواژه ها را در برخی از آثار مشهورادبیات داستانی فارسی واکاوی کند. بدین منظور در این پژوهش به صورت موردی به بررسی آثار صادق هدایت (کتاب بوف کور و و سگ ولگرد) و صادق چوبک (تنگسیر و سنگ صبور) پرداخته شده است. روش پژوهش کیفی- کمی و براساس رویکرد وارداف (1992) در زبان‌شناسی اجتماعی است. در پژوهش حاضر انواع دشواژه‌های جنسی، حیوانات، خانواده، مذهب، مرگ، بیماری، دشواژه‌های عمومی (در برگیرنده حوزه‌های کلی و متفاوت از موارد پیشین) مورد بررسی قرار می‌گیرد. نتیجه پژوهش بیانگر ایبن امر است که دشواژه‌های مربوط به مرگ و حالات روانی- جسمی در آثار هدایت بیشتر از دشواژه‌های دیگر به کار رفته ، اما در مقایسه با آثار چوبک از بسامد وقوع کمتری برخوردار است؛ در حالی که چوبک در آثار خود بیشتر دشواژه‌های جنسی، حالات دفعی و حیوانات را به کار برده است. در آثار هر دونویسنده ، مردان درگیر ویژگی‌‌های روانی و جسمی هستند و دردها و رنج‌های خود را با استفاده از دشواژه‌های روانی- جسمی و جنسی بیان می‌کنند. آثار پیکره آیینۀ تمام نمای جهل و بدبختی مردم ایران در آن دوره است. شخصیت‌های زن نیز به نوبۀ خود درگیر خرافه‌پرستی، جهل و بدبختی بوده و وجوه شخصیتی خود را با استفاده از واژه‌هایی که مربوط به حالات جنسی و روحی روانی، شکل داده‌اند.