ترکیه و بحران سوریه؛ از میانجیگری تا حمایت از مخالفان دولت

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان

2 دانشگاه اصفهان

3 دانشگاه اصفهان

doi
10.30479/psiw.2013.294
چکیده

ترکیه­ی عثمانی و بلاد شام قرن­ها ارتباط نزدیک و مداومی با هم داشتند تا این­که به قدرت رسیدن «آتاتورک» در ترکیه و تعیین حدود سوریه­ی جدید به دست استعمار فرانسه باعث جدایی این دو کشور شد. تحولات پس از جنگ جهانی دوم ، ترکیه و سوریه را به دو مسیر مختلف سوق داد و در سال­های بعد فاصله­ی آنها بیشتر شد. روابط دو جانبه­ی ترکیه و سوریه تا سال­های آغازین قرن21 تحت تاثیر سه اختلاف عمده  بر سر کردها، تقسیم آب دجله و فرات و اختلاف ارضی بر سر منطقه ی «هاتای» فراز و نشیب­های زیادی را طی کرده است و حتی دو کشور تا مرز درگیری نظامی نیز پیش رفتند. با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه در سال 2002 و تغییر در نگرش سیاست خارجی منطقه­ای این کشور،روابط با سوریه رو به بهبود گذاشت. اما از سال 2011 میلادی به بعد ، سوریه با بحران­های داخلی و ناآرامی مواجه شد . سیاست خارجی ترکیه در قبال این بحران­ها از میانجیگری تا مداخله در نوسان بوده است.پژوهش حاضر درصدد تبیین سیاست خارجی ترکیه در قبال تحولات سوریه، بر اساس دکترین عثمان­گرایی جدید حزب عدالت و توسعه می­باشد. یافته­های پژوهش بیانگر این مهم است که ترکیه اگرچه در آغاز ، در صدد حل مسالمت­آمیز بحران از طریق انجام اصلاحات داخلی توسط حکومت سوریه بود ، اما پس از مدتی برخی عوامل منطقه­ای و فرامنطقه­ای باعث شد تا ترکیه با فاصله گرفتن از سیاست میانجیگری، به صورت علنی از مخالفان رژیم سوریه حمایت کند و خواهان تغییر نظام سیاسی در این کشور گردد.به نظر می­رسد نگرانی ترکیه از آینده­ی رژیم سیاسی سوریه همراه با تلاش این کشور به منظور استفاده­ی ابزاری از تحولات سوریه ، برای به­دست گرفتن رهبری جهان اسلام از بُعد منطقه­ای، و همچنین بهبود روابط با غرب برای سرعت بخشیدن به روند عضویت ترکیه در اتحادیه­ی اروپا است؛ و این از جمله دلایل اصلی حمایت ترکیه از مخالفان دولت سوریه است.