اتنوگرافی نهادی سیاست خودگردانی در تعاونی‌های تولید روستایی (مورد مطالعه: تعاونی‌های تولید روستایی استان کردستان)

نویسندگان

1 استادیار جامعه شناسی دانشگاه کردستان

2 کارشناسی ارشد جامعه شناسی

3 استادیار جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی

doi
10.22034/ajcoop.2021.213439.1531
چکیده

در چند دهه اخیر همزمان با سیاست‌های نئولیبرالیستی دولت، سیاست خودگردانی تعاونی‌های تولید روستایی نیز به اجرا درآمد. هدف این سیاست‌گذاری‌ها در متون نهادی کاهش تصدی‌گری دولت و افزایش مشارکت و توان تصمیم‌گیری جامعه محلی و توانمندسازی تعاونی‌های تولید اعلام شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی انتقادی پیامدهای این سیاست در تعاونی‌های تولید روستایی استان کردستان است. بر همین‌سیاق، پژوهش حاضر با پشتوانه نظری و مفهومی نئولیبرالیسم در حوزه اقتصاد و مدیریت و روش‌شناسی مردم‌نگاری نهادی دوروتی اسمیت به بحث و بررسی موضوع حاضر می‌پردازد. در این پژوهش جهت پی‌بردن به سیاست خودگردانی به بحثی انتقادی در پیوند با خودگردانی تعاونی‌های تولید پرداخته می‌شود و سپس با استفاده از تحلیل تماتیک، تجربه زیسته مصاحبه‌شوندگان (ارکان تعاونی‌های تولید: مدیرعامل، هیئت مدیره و کشاورزان عضو) مورد بحث و بررسی قرار می‌‌گیرد. تعداد مصاحبه‌شوندگان این پژوهش بر اساس تکنیک اشباع نظری ٣٤ نفر است که با تمامی آن‌ها مصاحبه عمیق و نیمه‌ساخت‌یافته به عمل آمد. نتایج پژوهش نشان داد که تعاونی‌های تولید روستایی استان کردستان علاوه بر مسائل و آسیب‌های اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی و... پس از اجرای سیاست خودگردانی، درگیر مسائل و مشکلات دیگری گردیده‌اند که ناشی از شوک خودگردانی، خودگردانی بدون برنامه و لغو حمایت‌های دولتی بوده است. به عبارت دیگر، سیاست خودگردانی و تعدیل ساختاری تعاونی‌ها تولید در تحقق اهداف خود دچار یک شکست بزرگ شده‌اند. پیامدهایی همچون خصوصی‌سازی خدمات کشاورزی، سیاست‌های حامی‌پرورانه و افول جایگاه خدماتی تعاونی‌های تولید و... لزوم اخذ سیاست‌های ترمیمی تعاونی‌ها را به یک راهبرد اساسی در راستای توسعه آن‌ها بدل کرده است.

کلیدواژه‌ها