ژئومهندسی و رویکرد مقررات بین‌المللی زیست‌محیطی در تنظیم آن

نویسندگان

1 استادیار، گروه حقوق دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه حقوق بین الملل ، داشنگاه مازندران، بابلسر

doi
10.22054/qjpl.2021.56346.2511
چکیده

تغییرات اقلیمی بعنوان بزرگترین بحران عصر حاضر قلمداد می‌شود که تاکنون رویکرد‌های سنتی برای مقابله با آن چندان کارساز نبود‌ه‌اند. از این‌رو در دهه‌های اخیر، ژئومهندسی که شامل دو روش اصلی حذف دی‌اکسیدکربن و مدیریت پرتوهای خورشیدی می‌شود مورد توجه کشورها قرار گرفته است. این فنون همچون سایر فناوری‌های نوظهور در کنار مزایایی که مهمترین آن مقابله با تغییرات اقلیمی است، به دلیل عدم قطعیت علمی می­ توانند آثار زیانباری برای محیط زیست در پی داشته باشند. این نوشتار با هدف توصیف روش‌های ژئومهندسی، معایب و مزایای زیست‌محیطی آنها و رویکرد معاهدات زیست‌محیطی به آنها نگارش یافته است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد هرچند روش­ های ژئومهندسی در معاهدات زیست‌محیطی عمدتا در قالب عبارات ضمنی و ندرتاً به صورت صریح به نظم کشیده شده است اما مقررات و نیز طرز عمل دولت ­های عضو، حکایت از نگرش های متفاوت و بعضاً متعارض نسبت به ژئومهندسی دارد که از تأیید صریح یا ضمنی برخی از روش‌ها بویژه در معاهدات مربوط به مقابله با تغییرات اقلیمی تا مخالفت صریح و ضمنی برخی دیگر همچون کنوانسیون تنوع زیستی، کنوانسیون حفاظت از لایه ازون متغیر است. این پراکندگی تا حدی است که نمی‌توان قائل به یک نظام حقوقی منسجم در این رابطه بود.