تحلیل عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر در گرایش زنان خانه دار به امور تعاون
نویسندگان
1 دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور ایران
doi
10.22034/ajcoop.2020.125727چکیده
< p>تامین نیازهای زیستی بشر مبتنی بر تعاون از ابتدای زیست بشر وجود داشته و با شکلگیری و توسعه تعاونیها به ویژه بعد از انقلاب صنعتی، رشد بیشتری یافته است. زنان به عنوان نیمی از اعضای جامعه در اداره زندگی نقش مهمی ایفا میکنند. با توجه به مسئولیت زنان در خانواده و کارکرد موثر تعاونیها در تامین نیازهای زندگی، گرایش زنان در امور تعاون قابل تامل به نظر میرسد. زنان 6/49 درصد جمعیت کل کشور را تشکیل میدهند که حدود دو سوم آنان خانهدارند و 11درصد تعاونیهای فعال کشور به زنان اختصاص یافته است. این تعاونیها در بخش صنعت، کشاورزی و خدمات فعالیت دارند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل موثر بر گرایش زنان خانهدار به امور تعاون به شکل کیفی صورت گرفته است. با بهره گیری از ابزار مصاحبه عمیق و نیمه ساختار یافته در چارچوب «نظریه زمینهای» دادههای لازم از 15 نفر از زنان خانهدار 20 تا 60 ساله ساکن تهران در سال 1399 گردآوری و تنظیم شد، و پس از تحلیل یافتههای پژوهش، «نبود سرمایه» و «نبود شناخت از تعاون» به عنوان شرط زمینهای، «توانایی های فردی» به عنوان شرط علّی، «خانواده و دوستان» به عنوان شرط مداخله گر، «تعهدات مالی، حقوقی و اخلاقی » به عنوان تعاملات و «ضعف نهادینه شدن فرهنگ تعاون» به عنوان پیامد در گرایش زنان خانهدار به امور تعاون مشخص شدند.