هندسه، اساس و منشاءِ معماری استعلایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
2 دانشیار، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
3 دانشیار، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی، تهران ایران.
doi
10.30475/isau.2024.480801.2196چکیده
ماهیت هندسه در معماری و نحوۀ کاربست آن، همواره موضوعی مورد مناقشه در میان معماران و اندیشهورزانِ این حوزه بوده است، و غالباً پژوهشگران با توجه به خاستگاه نظریِ خود، از جنبههایی متفاوت و حصری بدان نگریستهاند. حال این پژوهش درصدد است تا با بهرهگیری از مکتب اسلام به عنوانِ یک خاستگاه نظریِ جامع و مانع به شناخت ماهیت و وظایفِ هندسه در نظامِ آفرینش کلیۀ مخلوقات و مصنوعات و به شکل ویژه معماری همت گمارد و از این رهگذر، به استعلای آموزش و طراحی معماری کمک نماید. از اینرو، ابتدا ضمن بررسیِ این مولفه در مکاتب گوناگون بشری، تلاش گردیده است؛ برای شکلدهی به چهارچوبِ نظریِ پژوهش، با رویکردی تفسیری- تحلیلی و با بهرهگیری از منابع اصیل اسلامی به شناخت این مفهوم و جایگاه آن در نظامِ هستی و کلیۀ ممکنات موجود در آن، از جمله معماری پرداخته شود. سپس با بهرهگیری از روش استدلال منطقی سعی شده است تا نقشهای هندسه در معماری از چهارچوب نظری پژوهش استخراج گردد. سپس بر این مبنا و برای ادراکی جامع از نقشِ هندسه در معماری، علل اربعۀ هندسه در معماری شناسایی و در یک بنا که در اینجا «خانۀ کعبه» به عنوانِ نمودی از معماری الهی میباشد، بررسیِ انطباقی گردیده است. در پایان، شناختِ این علّل، مبین این موضوع میباشد که: علّت فاعلیِ هندسه در معماری، انتظام بخشی به اجزاء در قالبِ یک کلِ وحدت یافته، برای بهرهبرداری انسان (انسانِ کامل) میباشد. علت غایی نیز، انتقالِ حقیقتِ معنا متناسب با نوعِ عملکرد معماری، در جهت نیل به مقامِ هدایت و عبودیت است. علّت مادی عنصر «فضا» میباشد که میبایست متناسب با عملکرد بنا و قوای ادراکی انسان، مشخصاتی خاص یابد. علت صوری، وجوهِ محدود کننده و متمایز کنندۀ فضا (کف، سقف، نمای درونی و بیرونی) میباشد، که میبایست متناسب با عملکرد بنا و معنای مورد انتظار از آن؛ صورت یابد.