اثر افزایشی ترکیب روش‎های رژیم درمانی و تحریک مستقیم مغزی برکاهش ولع مصرف غذا در زنان با چاقی سطح یک و دو

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، واحد زرند، دانشگاه آزاد اسلامی، زرند، ایران

2 عضو هیات علمی دانشکده روانشناسی، دانشگاه ازاد اسلامی، زرند

3 عضو هیات علمی ، دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی ، تهران ، ایران

4 عضو هیات علمی دانشکده روانشناسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران

doi
10.22038/mjms.2019.14990
چکیده

مقدمه: ولع خوردن، یک تمایل قوی و اغلب غیر قابل کنترل برای خوردن است. شواهد علمی‎جدید نشان می‎دهد که تغییرات در تحریک پذیری قشر مغز توسط تحریک کاتدی و آندی می‎تواند در کاهش میزان ولع خوردن مؤثر باشد. هدف این پژوهش بررسی اثر بخشی هر یک از روش‎های رژیم درمانی و تحریک مستقیم مغز بر کاهش ولع خوردن در زنان با چاقی سطح یک و  دو  بوده است. روش کار: 46 نفر از زنان مراجعه کننده به کلینیک درمان چاقی رسول اکرم، به سه گروه آزمایش(گروه تحت درمان با تحریک مستقیم مغز، گروه تحت درمان با روش رژیم درمانی، گروهی که از ترکیب این دو روش استفاده کردند) و یک گروه کنترل تحریک مستقیم مغزی(شم) تقسیم شدند. ابتدا از نظر متغییرهای دموگرافیک(سن، قد، وزن، و سایر اختلالات جسمی‎و روانشناختی) مورد بررسی قرار گرفتند و سپس پرسشنامه ولع خوردن(FCQ) را پرکردند و به مدت 10 جلسه طی دو هفته در معرض روش‎های آزمایشی قرار گرفتند و در پایان دوره درمانی گروه‎ها مجدد پرسشنامه ولع خوردن را پر کردند. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که روش تحریک مستقیم مغز به تنهایی و ترکیب آن با روش رژیم غذایی، به شکل معنا داری نمرات پرسشنامه ولع خوردن را کاهش دادند اما روش رژیم درمانی تنها نتوانست تغییر معناداری در کاهش نمرات پس آزمون پرسشنامه ولع خوردن در گروه رژیم درمانی ایجاد نماید. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، به نظر می‎رسد می‎توان از روش تحریک مستقیم مغز  و روش  ترکیب تحریک مستقیم مغز  با رژیم درمانی می‎تواند در کاهش ولع خوردن زنان چاق استفاده نمود.