ارزیابی روش‌ میکروپلات برای برآورد تراکم زادآوری گیلاس وحشی (‏Prunus avium L.‎‏)‏

نویسندگان

1 دانشیار گروه محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران ‏

2 دانشجوی کارشناسی ارشد جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران ‏

doi
10.30466/jfrd.2021.121103
چکیده

هدف این پژوهش، بررسی دقت و صحت روش میکروپلات منفرد در برآورد زادآوری گونه­ نادر گیلاس وحشی و معرفی روش جایگزین بوده است. برای این منظور، ابتدا با انجام جنگل­گردشی، سه پارسل­ از سری هفت شفارود که دارای درختان مادری و زادآوری طبیعی گیلاس وحشی بودند، انتخاب شدند. تعداد 50 قطعه نمونه­ دایره­ای هریک به مساحت 1000 متر مربع، به­صورت منظم تصادفی، در شبکه­ای به ابعاد 200×150 متر برداشت شد. در هر قطعه نمونه، چهار میکروپلات، هریک به شعاع دو متر مشخص و نهال‌های گیلاس وحشی موجود در آن­ها، که ارتفاع کمتر از 30/1 متر داشتند، شمارش شدند. در هر قطعه نمونه، یک ترانسکت به عرض 2/0 و طول 10 متر نیز مشخص و نهال‌های گیلاس وحشی موجود در آن شمارش شد. در مساحت 10000 متر مربع مشتمل بر 10 قطعه نمونه، کلیه نهال‌های گیلاس وحشی شمارش و تراکم به­دست آمده، به­عنوان شاهد در نظر گرفته شد. بر اساس نتایج، خطای نمونه­برداری در روش میکروپلات خوشه­ای حداقل (69/18 درصد) و در روش ترانسکت حداکثر (62/45 درصد) بود. همچنین، روش میکروپلات خوشه­ای بیشترین صحت (72/15 درصد) و روش ترانسکت کمترین صحت (74/111 درصد) را در برآورد تراکم داشت. آزمون t تک نمونه نشان داد که اختلاف معنی‌داری بین روش‌های نمونه­برداری ترانسکت عریض و میکروپلات منفرد با شاهد در سطح پنج درصد وجود دارد. درحالی که روش میکروپلات خوشه­ای از نظر آماری اختلافی با شاهد نداشت. از این­رو، روش میکروپلات خوشه­ای نسبت به میکروپلات منفرد، به­واسطه برآورد دقیق­تر و صحیح­تر زادآوری گونه­های نادری مانند گیلاس وحشی، ارجحیت دارد.