نیازسنجی آموزشی زنان روستایی در زمینه دوره های تک پودمانی مهارتی علمی- کاربردی کشاورزی در استان تهران

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22034/ajcoop.2017.46621
چکیده

پژوهش حاضر با هدف نیازسنجی آموزشی دوره­های تک­پودمانی مهارتی علمی- کاربردی کشاورزی در تعاونی­های روستایی زنان استان تهران به روش پیمایشی انجام گرفت.تحقیق از نوع توصیفی بود و جامعة آماری آن را اعضای تعاونی­های روستایی زنان استان تهران و کارشناسان مربوطه تشکیل دادند. با بهره­گیری از جدول کرجسی و مورگان(1970) و روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای با انتساب متناسب تعداد 150 نفر از زنان دارای حداقل مدرک دیپلم عضو تعاونی انتخاب شدند. با توجه به محدودیت تعداد کارشناسان، همه 30 کارشناس در مطالعه شرکت داده‎ شدند. این پژوهش در دو مرحله انجام گرفت: نخست نیازهای آموزشی زنان از دیدگاه خودشان با استفاده از پرسش‌نامه مبتنی بر مدل بوریچ مشخص شد که نتایج نشان داد 17 نیاز آموزشی بالاترین اولویت را داشتند و سه اولویت اول به ترتیب، رایانه و اینترنت، شیوه­های نوین بسته­بندی و کارآفرینی و خوداشتغالی بودند. در مرحلة دوم به منظور تعیین سطح توافق زنان عضو تعاونی و کارشناسان در خصوص نیاز­های آموزشی زنان، از مدل کوادرانت استفاده شد که نتایج نشان داد اکثر نیازهای آموزشی از دیدگاه زنان و کارشناسان با یکدیگر تطابق دارد. به منظور اثربخشی برنامه­های آموزشی، توجه به دیدگاه زنان روستایی و کارشناسان ترویج امری ضروری و این مسئله با استفاده از مدل نیازسنجی بوریچ و کوادرانت امکان­پذیر است.پژوهش حاضر با هدف نیازسنجی آموزشی دوره­های تک­پودمانی مهارتی علمی- کاربردی کشاورزی در تعاونی­های روستایی زنان استان تهران به روش پیمایشی انجام گرفت.تحقیق از نوع توصیفی بود و جامعة آماری آن را اعضای تعاونی­های روستایی زنان استان تهران و کارشناسان مربوطه تشکیل دادند. با بهره­گیری از جدول کرجسی و مورگان(1970) و روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای با انتساب متناسب تعداد 150 نفر از زنان دارای حداقل مدرک دیپلم عضو تعاونی انتخاب شدند. با توجه به محدودیت تعداد کارشناسان، همه 30 کارشناس در مطالعه شرکت داده‎ شدند. این پژوهش در دو مرحله انجام گرفت: نخست نیازهای آموزشی زنان از دیدگاه خودشان با استفاده از پرسش‌نامه مبتنی بر مدل بوریچ مشخص شد که نتایج نشان داد 17 نیاز آموزشی بالاترین اولویت را داشتند و سه اولویت اول به ترتیب، رایانه و اینترنت، شیوه­های نوین بسته­بندی و کارآفرینی و خوداشتغالی بودند. در مرحلة دوم به منظور تعیین سطح توافق زنان عضو تعاونی و کارشناسان در خصوص نیاز­های آموزشی زنان، از مدل کوادرانت استفاده شد که نتایج نشان داد اکثر نیازهای آموزشی از دیدگاه زنان و کارشناسان با یکدیگر تطابق دارد. به منظور اثربخشی برنامه­های آموزشی، توجه به دیدگاه زنان روستایی و کارشناسان ترویج امری ضروری و این مسئله با استفاده از مدل نیازسنجی بوریچ و کوادرانت امکان­پذیر است.