بازتعریف عرصه میانه در مسکن آپارتمانی امروز

نویسندگان

1 هنر اصفهان

2 هنر اصفهان

3 هنر اصفهان

doi
10.30475/isau.2018.62071
چکیده

انسان در طول دوره زندگی و درهمه حال نیاز به ارتباط با محیط اطراف خود و انسان‌های دیگر دارد. دامنه این ارتباط درمیان سه عرصه عمومی(خیابان)، میانه و خصوصی(خانه) گسترده شده است. عرصه میانه به مثابه فضای انتقال میان خانه و خیابان است که در محدوده­های مسکونی، اتصال دهنده دو عرصه عمومی و خصوصی می­باشد، به طوری که از مرز هر خانه در واحد‌های مسکونی آغاز شده و تا محله و اتصال به فضای عمومی شهر گسترده می‌شود. امروزه به دلیل محدودیت‌های زندگی آپارتمانی، از جمله افزایش تراکم واحدهای مسکونی، فضاهای هر واحد مسکونی تقلیل پیدا کرده و عرصه‌های واسطی که به‌عنوان حلقه ارتباط دهنده درون و بیرون محسوب می‌شوند مبهم بوده و یا به فراموشی سپرده شده‌اند. این پژوهش با مطالعات کتابخانه‌ای و به روش کیفی درصدد بررسی عرصه میانه و کیفیت آن در مقیاس مسکن آپارتمانی است. از این رو ابتدا براساس ادبیات موضوع به بیان لزوم وجود عرصه میانه در عرصه‌های زیستی، اهمیت و تأثیر آن بر شکل­گیری روابط فضایی و اجتماعی ساکنین واحدهای مسکونی پرداخته می‌شود. در ادامه مقایسه محدوده عرصه میانه­­ی خانه­های سنتی و خانه­های حیاط دار با الگوی رایج در آپارتمان­های مسکونی نشان می­دهد، محدوده عرصه میانه در مسکن آپارتمانی از پیوستگی لازم برخوردار نیست. از این رو عرصه میانه در سه بخش «رسش به آپارتمان»، «رسش به هر خانه» و «درون هر خانه» بازتعریف شده است. بازتعریف این بخش­ها به همراه ارائه راهکارها نشان می­دهد، پیوستگی فضایی و اجتماعی عرصه میانه موجب کاهش «خوی خیابانی» افراد و افزایش آرامش روانی در لحظه ورود به خانه خواهد شد. در واقع پیوند با حیاط اصلی،ایجاد فضاهای پویا و مرتبط با بیرون در دسترسی طبقات (کوچه‌ای در ارتفاع) و الگوی حیاط میانی موجب پیوند فضایی، بصری و اجتماعی با درون خانه و بالعکس خواهد شد.