نبرد رستم و اسفندیار؛ روایتی حماسی از پدیده‌ای تاریخی

نویسندگان
doi
10.29252/kavosh.2021.16578.3059
چکیده

داستان رستم و اسفندیار به مثابۀ یکی از فراگیرترین و پرمایه ­ ترین داستان ­ های حماسی ایران، تا کنون موضوع پژوهش ­ های متعدّدی قرار گرفته است و از دیدگاه ­ های گوناگون، بررسی و تفسیر شده است. هر یک از این پژوهش­ ها، به سهم خود پرتوهایی بر این داستان افکنده ­ اند و گاه هم ­ زمان با آن، ابعاد و زوایایی از فرهنگ و تاریخ ایران را هم روشن نموده ­ اند. پژوهش حاضر نیز که پژوهشی توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر روش تحقیق تاریخی است می ­ کوشد تا از زاویه ­ ای دیگر و با نگاهی متفاوت، داستان رستم و اسفندیار را بازخوانی کند و این فرضیه را به آزمون بگذارد که این داستان حماسی، میوه و محصولِ تحلیل و تفکّر مورّخِ اندیشمند ایرانی از پدیده ­ ای است که بارها در تاریخ ایران و سایر کشورها روی داده است؛ این پدیدۀ تاریخی، تقابل همیشگی میان قدرت مرکزی و قدرت ­ های محلّی است که سده ­ ها پس از پیدایش و رواج داستان رستم و اسفندیار در ایران، ابن ­خلدون آن را در قالب نظریۀ معروف خود دربارۀ چگونگی ظهور و سقوط دولت ­ ها، تنظیم و بیان نموده است. نتیجۀ پژوهش، ضمن تأیید فرضیۀ فوق و ارائه فهمی نو از داستان رستم و اسفندیار، همچنین پرتوی است بر ویژگی ­ های تاریخ ­ نگری و تاریخ ­ نگاری ایرانیان در روزگار باستان.