اثر متغیرهای «اندازة بنگاه» و « سابقة صادراتی» بر موانع ادراک شده در فرایند اداری-خدماتی صادرات مطالعه موردی تعاونیهای شمال شرق کشور
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت دانشگاه فردوسی مشهد
2 استادیار گروه مدیریت دانشگاه فردوسی مشهد
3 کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی بینالملل، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
چکیده
در طول دو دهة پیش، صادرات یکی از فعالیتهای اقتصادی محسوب شده که نسبت به دیگر فعالیتها رشد بیشتری داشته است. همچنین در سطح شرکت، صادرات به عنوان امکانی برای فروش بیشتر، سودآوری بیشتر و استفاده از اقتصاد مقیاس برای کاهش هزینههای توسعة محصول و در نهایت، افزایش استاندارد زندگی برای مشتریان و بهبود کیفیت زندگی کاری کارکنان تلقی میشود. بنگاههای صادراتی پس از بازاریابی و تولید و آمادهسازی محصول (بازرگانی محصول)، از راه تعامل با دستگاههای دولتی و خصوصی مختلف (نظیر گمرک، سازمان استاندارد، سازمان بازرگانی، اتاق بازرگانی، شرکتهای حمل و نقل و ...) فرایند صادرات و خروج محصول از کشور را طی می کنند. این بخش از فعالیتهای مربوط به صدور کالا از کشور را میتوان تحت عنوان عوامل «اداری- خدماتی» صادرات نام برد. در این راستا در پژوهش حاضر به تحلیل اثر تغییر «تجربة صادراتی» و «اندازة بنگاه» بر موانع فعالیتهای مختلف «اداری- خدماتی صادرات» از نگاه صادرکننده پرداخته خواهد شد؛ به عبارت دیگر ارزیابی صادرکننده از مجموع هزینههای مربوط به هر یک از فعالیتهای اداری- خدماتی صادرات اعم از هزینههای مربوط به نیروی کار، زمان و هزینههای مالی و این مسئله که آیا با تغییر تجربه و اندازة بنگاه تفاوت معناداری در موانع ادراک شده از هر یک از این فعالیتها حاصل میشود یا خیر، بررسی و آزمون خواهد شد. جامعة آماری این پژوهش کلیة بنگاههای تعاونی صادراتی مستقر در استانهای خراسان رضوی و خراسان شمالی را در بر میگیرد. روش پژوهش حاضر توصیفی و تحلیلی- پیمایشی است. به کمک نمونهگیری، دادههای مورد نیاز به صورت میدانی جهت آزمون فرضیه و دستیابی به هدف پژوهش، از تعداد 54 بنگاه صادراتی از کل حجم جامعة آماری (350 بنگاه) جمعآوری شد. بدین منظور پرسشنامهای با رجوع به منابع کتابخانهای، سازمانهای متولی امور اداری- خدماتی صادرات، صادرکنندگان خبره و استادان دانشگاهی تدوین شد که ضریب آلفای کرونباخ آن به میزان 84/0 محاسبه گردید. ابزارهای مختلف آمار توصیفی و آمار استنباطی (ناپارامتریک)، به منظور آزمون فرضیات در نرم افزار آماری SPSS بهکارگرفته شد. آزمون «کروسکال والیس» برای بررسی اثر «سابقة صادراتی» بر موانع فعالیتهای فرایند «اداری- خدماتی» و آزمون «من-ویتنی» نیز برای سنجش اثر «اندازة بنگاه» بر فرایند مذکور مورد استفاده قرار گرفت. نتایج آزمونهای مختلف نشان می دهند موانع ادراک شده از دو فعالیت «انتقال ارز به کمک صرافیها و ارتباطات شخصی» و «حل و فصل دعاوی» با افزایش سابقة صادراتی تغییر کرده و کاهش پیدا میکند. از سوی دیگر «اندازة بنگاه» در تغییر موانع ادراک شده از فعالیتهای اداری- خدماتی صادرات بیتأثیر است.