روایت گورانیِ داستان جمشید و مقایسۀ آن با شاهنامۀ فردوسی

نویسندگان
doi
چکیده

شاهنامۀ فردوسی اثری است که سیمای تاریخ و فرهنگ ایران را در خود متجلّی ساخته و به‌ عنوان یک اثر ملّی مورد توجّه قومیّت ‌ های این مرز و بوم بوده است؛ یکی از این اقوام که همواره به شاهنامه و دیگر آثار حماسی ایرانیان به دیدۀ احترام نگریسته ‌ اند، کُردها هستند. شاعران کُردزبان، بخش ‌ هایی از شاهنامه و دیگر آثار حماسی را به کُردی ترجمه و یا بازآفرینی کرده و آن را با توجّه به محیط زندگی خود، به رشتة تحریر درآورده ‌ اند. یکی از این آثار، منظومۀ ضحّاک‌‌ و کاوۀ آهنگر اثر شاهرخ کاکاوند - از شاعران قرن دوازده و اوایل قرن سیزده هجری- است که می ‌ توان آن را ترجمۀ آزادِ بخش‌هایی از شاهنامۀ فردوسی به‌شمار آورد. در این مقاله کوشش بر آن است ضمن به‌دست دادن زندگی‌نامۀ اجمالی شاعر، منظومۀ ضحّاک‌ و کاوة آهنگر و ویژگی‌های آن معرّفی و خلاصۀ این اثر تا آغاز پادشاهی جمشید آورده شود. در ادامه با تحلیل سرچشمه‌های روایت گورانی و سنجش زندگانی و فرجام جمشید پیشدادی در آن با شاهنامۀ فردوسی و سایر منظومه‌های پهلوانی، روشن می‌شود که هرچند روایت کاکاوند دیگرگون و متمایز از دیگر روایت‌هاست، با وجود این، از روایت فردوسی تأثیر بیشتری پذیرفته و به منابع دیگر نیز نظر داشته است.