توپخانه فراموش شده: بررسی عملکرد تاکتیکی قپس و شناسایی ماهیت این سلاح ناشناخته طی مقایسه آن با هویتزر در دوره قاجار
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، باستان شناسی، دانشکده مرمت، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
2 استاد بازنشسته بنیاد مطالعات پیشرفته در علوم اجتماعی، پاریس، فرانسه
doi
10.22034/hsow.2025.2040988.1568چکیده
حداقل از اوایل قرن نوزدهم میلادی توپخانه از اجزای اصلی سپاهیان ملتهای دنیا بوده است. به دلیل تحولات سریع و تنوع بالای عناصر نظامی عهد قاجار اصطلاحات و تجهیزات بسیاری در این مقطع وارد زبان فارسی و ادبیات جنگ شد. یکی از این تجهیزات قپس، یکی از انواع سلاحهای تشکیل دهنده توپخانه است. با اینکه همواره تحقیقات مختلف و توصیفات مکرر مشابهای در رابطه با قپس -با استناد به روایات تاریخی- مطرح شده، هرگز چیستی قپس معلوم نگشته است. بنابراین پرسش پژوهش حاضر آن است که قپس چیست؛ و چطور و تا چه زمانی از آن استفاده میشده است؟ روش انجام مقاله حاضر رویکرد تاریخی متن محور و روش مقایسه است که دادههای آن از طریق فعالیت کتابخانهای و میدانی کسب شدهاند. یافتهها نشان میدهد که قپس معادل فارسی برای هویتزرهای اواخر قرن هیجدهم-میانه قرن نوزدهم غرب است. در سلاح مورد نظر از مهمات ماسورهدار استفاده میشد که یا گلوله آن منفجر میگردید یا باز شده و از آن ساچمه فرو میریخت. معمولاً به دلیل وزن کمتری که قپس به نسبت توپ داشت، استفاده از آن در کوه و دره معمولتر بوده است. سرانجام بر اساس تصمیم وزارت جنگ و در عملی سیستماتیک تا آغاز قرن بیستم میلادی، قپس از قشون ایران کنار گذاشته و در نتیجه فراموش شد.