دیپلماسی دوگانه ایران در جریان جنبش ظفار (1354-1344ش./1975-1965م.)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی تاریخ ایران بعد از اسلام، واحد علوم وتحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه تاریخ، ، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
3 دانشیار گروه مدیریت فرهنگی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم وتحقیقات، تهران، ایران
4 دانشیار گروه تاریخ دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی تهران ایران
doi
10.22034/hsow.2024.2019146.1522چکیده
جنبش ظفار10سال به طول انجامید، ابتدا تحت تأثیر ملیگرایی عربی به رهبری جمال عبدالناصر قرار گرفت و پس از شکست اعراب از اسرائیل (1967م.)، به سمت بلوک شرق گرایید. با ورود سلطان قابوس به صحنه سیاسی عمان (1970م)، اندکی پیش از خروج انگلستان از خلیج فارس، ایران با کمک انگلیس و امریکا به سرکوب جنبش پرداخت. نفوذ جریان اندیشه ملیگرایی عربی و کمونیسم، به ترتیب دو چالش عمده در این دهه بود که در تعیین رفتار سیاسی ایران نسبت به جنبش نقش داشت. مسأله اصلی این پژوهش پاسخ به این سوال است که چرا ایران با وجود تأیید حقانیت رهبر مذهبی جنبش، تلویحاً اعلام بیطرفی کرد اما با برآمدن سلطان قابوس، مستقیماً در سرکوب آن مشارکت نمود؟ یافتهها نشان میدهد، چالشهای یاد شده بر رویکرد ایران تأثیر بنیادی داشت و ایران در طول رخداد مذکور دو رفتار متفاوت در پیش گرفت؛ نخست با هدف عدم تقویت مواضع جنبش در برابر غرب، موضع بیطرفی مثبت را برگزید و ضمن تأیید حقانیت مخالفان سلطان، اقدامی نکرد؛ سپس به منظور تثبیت موقعیت سلطان جدید و مقابله با توسعه نفوذ بلوک شرق، اقدام به سرکوب آن نمود. دادههای مقاله به صورت کتابخانهای و اسنادی گردآوری و به شیوه توصیفی_تحلیلی تدوین و نگارش شده است.