مناسبات نظامی امریکا و محمدرضاشاه از جنگ جهانی دوم تا کودتای 28 مرداد
نویسندگان
1 عضو هیات علمی گروه تاریخ دتنشگاه شهید بهشتی
doi
10.52547/HSOW.4.4.71چکیده
سیاست نظامی ایران در عصر پهلوی دوم ازجمله مسائلی است که موردتوجه پژوهشگران بوده است؛ ولی آنان سرآغاز پژوهش خود را کودتای 28 مرداد قرار میدهند؛ اما در این میان موضوعی که مغفول مانده، سیاستهای نظامی ایران و آمریکا در دوره پیش از کودتاست. نوشتار حاضر با توجه به این امر، سؤال اصلی خود را بر سیاستهای نظامی آمریکا و ایران از پایان جنگ جهانی دوم تا کودتا قرار داده است تا دریابد هرکدام از دو کشور ایران و آمریکا در این برهه خاص چه استراتژی نظامی را دنبال کرده؟ و با کاربست چه تاکتیکهایی درصدد عملیاتی کردن آن برآمدهاند؟ جهت پاسخ به این سؤال تلاش شده تا با ابتنا بر روش تاریخی و استفاده از اسناد به آن پاسخ داده شود. فرضیه پژوهش بر این امر استوار است که امریکا به دلایل سیاسی و نظامی بر حفظ استقلال ایران از طریق «ابزارهای سیاسی» تأکید میکرد در حالی که محمدرضا شاه بر تقویت نظامی اصرار داشت. یافتههای پژوهش نیز نشان میدهد که به دلیل تسلط آمریکا بر سپهر سیاستنظامی ایران در این دوره، درنهایت آمریکا استراتژی خاص خود و راهبرد نظامیاش بر ایران را به کرسی نشانده و بر عدم تجهیزوتقویت ارتش ایران تا کودتای 28 مرداد جامه عمل پوشاند.