منازعات جانشینی بویهیان و تأثیر آن بر افول فرهنگ و تمدن اسلامی با تأکید بر علوم عقلی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه تاریخ دانشگاه لرستان

2 دانشیار گروه تاریخ، دانشگاه لرستان

3 استاد گروه تاریخ، دانشگاه لرستان

doi
چکیده

در قرون چهارم و پنجم، حاکمیت بویهی با ماهیت خاندانی،بخش قابل توجهی از قلمرو اسلامی را زیر فرمان داشت. اگر چه در قرن چهارم، فرهنگ و تمدن اسلامی در اوج رونق و شکوفایی بود؛ ولی تحت تأثیر عوامل متعدد از قرن پنجم به بعد، روند افول و سیر نزولی به خود گرفت. تقارن زمانی این پدیده با دوران ضعف سیاسی ناشی از منازعات داخلی در حکومت بویهیان، مؤید این پندار است که بین دو پدیده، رابطه علّی- معلولی برقرار بوده است. این پژوهش با روش توصیفی­ـ تحلیلی، ضمن تشریح این منازعات به بررسی و تبیین تأثیر آن‌ها در فرهنگ و تمدن اسلامی پرداخته، به این پرسش پاسخ می‌دهد که منازعات جانشینی بویهیان چگونه بر افول فرهنگ و تمدن اسلامی به ویژه علوم عقلی اثر گذاشت؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که منازعات جانشینی بویهیان به کاهش قدرت سیاسی امیران این سلسله منجر شد و این امر نیز به نوبه خود ضعف نهاد وزارت، قدرت­یابی رقیبان سیاسی سلطان، تضعیف رونق اقتصادی، تشدید ناامنی‌های اجتماعی، گسترش منازعات فرقه‌ای و شیوع جریان‌های فکری عقل‌ستیز را در پی داشت که این عوامل موجبات رکود علوم عقلی و در نتیجه افول و انحطاط فرهنگ و تمدن اسلامی را فراهم ساختند.